Thursday، September 30

مصاحبه تكان دهنده علي تقي پور پيرامون تماس تلفني سيدضياء نبوي با وي

در پي تبعيد ضيا نبوي دانشجوي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل به زندان اهواز، وضعيت اين دانشجوي زنداني و همچنين شرايط خانواده وي به شدت نگران کننده گزارش شده است.
علي تقي پور دبير سابق تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل در مصاحبه اي با دانشجونيوز ابعاد تکان دهنده اي از وضعيت وخيم زندان اهواز و برخوردهاي صورت گرفته با ضيا نبوي را شرح داده است.
علي تقي پور در مصاحبه خود خواستار توجه فعالين دانشجويي، حقوق بشري و سياسي نسبت به وضعيت نگران کننده ضيا نبوي شده است.
در خبرها آمده بود که ضيا نبوي به زندان اهواز منتقل شده است. شما از چگونگي ماجرا اطلاع داريد؟ آيا تا کنون مسئولين زندان در اين خصوص توضيحي داده اند؟
روز پنج شنبه ضياء با يك موبايل كه معلوم نبود متعلق به چه كسي بود با بنده تماس گرفت و گفت كه او را از زندان اوين به يك كلانتري منتقل كرده اند. او گفت مي خواهند مرا به زندان اهواز منتقل كنند و از من خواست كه به پدرش بگويم. گفت فعلا تا خودم از زندان اهواز زنگ نزدم کسي‌ به مادرش چيزي نگويد چون مادرش به شدت بيمار است.
متاسفانه مسئولين زندان كاملا اتفاقي و بدون هيچ گونه هماهنگي با خانواده ضياء او را به اهواز منتقل كردند تا حدي كه اين خبر باعث شوك دوستان و همبندان ضياء شد.
متاسفانه گزارش هايي مبني بر ضرب و شتم ضيا و رفتار نامناسب با وي از سوي مسئولين زندان، به دانشجونيوز ارسال شده بود. در خصوص جزئيات اذيت و آزار وي اطلاعي داريد؟
سيد ضياء پس از ۲روز از زندان اهواز تماس گرفت و از برخورد اوليه زندانبانان و مسئولين امنيتي بسيار ناراحت بود و گفت برخورد هاي اوليه بسيار تند و زننده بود تا حدي كه در بدو ورودش به زندان يک تيم بازجويي از اداره اطلاعات استان خوزستان منتظر او‌ بودند . اين تيم بازجويان بنا به گفته سيد ضياء ابتدا بدون هيچ کلامي اورا مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد شروع به خواندن گزارشات اداره اطلاعات در تهران و بابل كردند و به او مي گفتند: "شنيديم آدم کله شقّي هستي‌! بازجويان اداره اطلاعات بابل به شدت از تو شاكي بودند كه تو در بازجوئي ها مثل قطره چكان پاسخ مي دادي!! چون تو در آنجا آدم نشده اي تو را به اينجا فرستادن تا ما آدمت كنيم!"
بازجويان در ادامه به او گفتند: "اينجا اوين نيست كه هر غلطي كه خواستي بكني! اگر بخواهي بيانيه بدهي يا اعتصاب غذا بكني بلائي به سرت مي آوريم كه اسمت را فراموش كني!"
خانواده ضياء و خودش بارها به مقامات قضائي نامه نوشتند اما در مورد تاثير حمايت ها بايد بگويم اگر يك دهم حمايت هائي كه از برخي از چهره ها و ديگر عزيزان دربند كه به مراتب كمتر از سيد حكم خوردند، از ضياء مي شد اينطور در حق او به عنوان يك دانشجوي شهرستاني ظلم نمي شد. بسياري فراموش كرده اند كه او از زندانيان جنبش دانشجوئي و از فعالان دفتر تحكيم بوده است.
گزارش هايي ارسال شده از نگهداري ضيا نبوي در سلول انفرادي حکايت دارد. آيا وي تا کنون توانسته است با اعضا خانواده يا وکيل خود تماس بگيرد؟ از آخرين وضعيت ضيا چه اطلاعي داريد؟
سيد ضياء در مكالمه تلفني با بنده گفت: "پس از ضرب وشتم و توهين هائي كه به من كردند مرا به بند انفرادي منتقل كردند. وي شرايط بند انفرادي را اينگونه توصيف كرد: "از شدت گرما داشتم بيهوش مي شدم فقط يك وعده شام و يك چيز به جاي صبحانه در طول ۴۸ ساعت به من دادند و بعد من را به بند امنيتي زندان منتقل كردند".
سيد ضياء نبوي با انتقاد شديد از وضعيت بهداشتي بند گفته است: "از سه سرويس بهداشتي موجود دربند، تنها يكي سالم است و فقط يك حمام دارد و سال ها بود كه تهويه نداشت، براي همين به شدت درون بند بوي تعفن مي دهد! اينجا هوا دربند به شدت گرم است چون هيچ سيستم خنك كننده وجود ندارد. آب اهواز را مردم خودشان تصفيه مي كنند و در زندان چون دستگاه تصفيه وجود ندارد تنها آب را مي گذراند ساكن باشد تا لجن آن ته نشين شود."
ضياء در ادامه گفته است كه اكثر زندانيان، متهمان به جدائي طلبي هستند و تنها يك فعال دانشجوئي در ميان آنها است. وي در زندان متوجه شده است كه از آن سلول انفرادي براي تنبيه اشراري كه نظم زندان را بر هم مي زنند، استفاده مي كنند. از اغلب زنداني ها نيز خبري در بيرون نيست و مقامات هر طور كه بخواهند با آنها رفتار مي كنند.
وضعيت روحي اعضا خانواده ضيا چگونه است؟ آيا تاکنون از جانب خانواده شکواييه اي به مقامات قضائي تنظيم شده است؟
خانواده سيد ضياء عليرغم پيگيري هاي مستمر به نتيجه نرسيدند. حتي دادستان تهران قول مساعدت براي عدم انتقال وي به زندان اهواز را داده بود، ولي در عمل عكس آن شد. حتي خانواده وي چندي قبل در نامه اي به دادستان عنوان كردند تا فرزندشان را به اهواز منتقل نكند. پدر ضياء يك كشاورز است و توان طي كردن مسير شمال تا تهران را ندارد چه برسد به مسير شمال تا اهواز. هر چند خانواده وي، هم اكنون براي دوري از هر گونه حاشيه، در روستائي در سمنان ساكن مي باشند. در مورد وضع روحي خانواده ضياء در سوال قبل از وضع روحي و جسمي مادرش برايتان نقل كردم كه مادر ضياء متاسفانه به شدت بيمار است و با شنيدن خبر تبعيد فرزندش از پيش بدتر شده است. بايد عنوان كنم كه بنده از سيد ضياء خواستم نامه اي در مورد وضعيت زندان خود به بيرون بدهد. ولي متاسفانه ايشان در جواب گفت: "اينجا وضع با زندان اوين فرق مي كند". نمي تواند نامه اي به بيرون بدهد و ترسش از اين بود اگر روزي به انفرادي برده شد و تلفن ها را قطع كردند ديگر حتي اگر ٣٠ روز هم در اعتصاب غذا باشد از وي خبري به بيرون نخواهد آمد.
ضيا ديروز تماس گرفت و اطلاع داد که پس از انعكاس خبر ضرب و شتمش دوباره بازجوئي شده است و رئيس زندان برگه اي در جلوي او گذاشته و گفته است: " بنويس همه چيز خوب و مرتب است و اخبار بيرون همگي كذب است."
از ديگر موارد نگرانيش اين بود كه تنها ١٥ دقيقه در هفته آن هم به صورت كابيني مي تواند با خانواده اش ملاقات كند. خانواده اي كه بايد ١۶ ساعت از شمال كشور براي رسيدن به اهواز در راه باشد.
سيد ضياء گفت: "امروز حرف رضا عليجاني كه در جلسه شوراي دفاع از حق تحصيل بود را درك مي كنم" كه مي گفت: "ظلم گاهي اوقات چنان بي منطق و زياد است كه به انسان يك نوع احساس استيصال و نااميدي بدي دست مي دهد."
سيد ضيا را هيچ وقت اينگونه خسته و بغض آلود نديدم. وي در تمام اين ۴٧۴ روزي كه در زندان بود همواره سرشار از روحيه بود و وقتي با من تماس مي گرفت هيچ اثري از نااميدي در صداي او يافت نمي شد. ولي اين بار برخلاف تمام هميشه با صدائي شكسته و عاري از اميد گفت: "اتهام من محاربه با خداست، آن هم از طريق دفاع از حق تحصيل!"
بعد از تبعيد ضيا بسياري از هم بندي هاي وي در اوين و نيز فعالين دانشجويي هشت دانشگاه شمال کشور با صدور بيانيه ها و نوشته هايي حمايت خود را از ضيا بيان کرده اند و از مسئولين خواسته اند که فشارها بر او را خاتمه دهند. به نظر شما اين حمايت ها مي تواند در بهبود شرايط وي موثر واقع شود؟
مسلما حمايت از يك فعال دانشجوئي كه اين همه ظلم و جفا در حقش شده بي تاثير نخواهد بود ولي متاسفانه بايد عرض كنم كه اگر يك دهم حمايت هائي كه از برخي چهره هاي سياسي و ديگر عزيزان دربندي كه احكام آنها به مراتب كمتر از سيد ضياء بود، نسبت به ضياء هم اعمال مي شد اينگونه در حق او بعنوان يك دانشجوي شهرستاني ظلم مي شد. حاليا كه بسياري از فعالين سياسي و دوستان ديروز ضياء كه اكنون در خارج از كشور به سر مي برند و با نهادهاي بين المللي حقوق بشر مرتبط هستند و در كنفراس هاي مختلف شركت مي كنند و حتي كوچكترين اسمي از «سيد ضياء نبوي» نمي برند، گوئي هرگز ضيائي نبوده است.
در پايان از دوستان و عزيزان سايت دانشجونيوز كه همواره پيگير خبرهاي دانشجويان شمال كشور به ويژه ضياء بوده اند كمال تشكر و سپاسگزاري را دارم. به اميد آزادي همه ستارگان دربند. 

 دانشجونيوز

احضار مصطفی عوض پور به دایره ی اجرای احکام

مصطفی عوض پور عضو سابق تشکل آرمان دانشگاه آزاد تبریز و فعال مدنی که فروردین ماه ۸۵ بازداشت و به شش ماه حبس قطعی محکوم شده بود برای اجرای حکم به شعبه ۱۱ اجرای احکام دادگستری تبریز احضار شد.
بر اساس احضاریه ای که ۲۵ شهریور ۸۹ به عوض پور ابلاغ شده است وی باید حداکثر در مدت ۲۰ روز خود را به شعبه ۱۱ دایره اجرای احکام دادگستری تبریز معرفی نماید. این فعال دانشجویی ۱۷ فروردین ۸۵ در منزل پدریش در منطقه یکه دوکان شهر تبریز توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از تحمل ۴۶ روز بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بود.
شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز عوض پور را به اتهام عضویت در گروه پان ترکیسم و تبلیغ علیه نظام محاکمه و وی را به یک سال حبس تعزیری محکوم نموده بود. دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی چندی بعد این فعال مدنی آذربایجانی را از اتهام تبلیغ علیه نظام تبرئه و حکم محکومیت وی را از یک سال به شش ماه حبس تعزیری کاهش داد.
استنادات دستگاه قضایی ایران برای صدور این احکام عضویت عوض پور در تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه آزاد تبریز و مجمع دانشگاهیان آذربایجان، داشتن استعداد خواندن و نوشتن به زبان ترکی آذربایجانی و شرکت در مراسم قلعه بابک و تجمع مقابل خلیفه گری تبریز عنوان شده است.عوض پور در سالهای گذشته بارها بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده است. پیش از این نیز مقامات امنیتی آذرماه ۸۸ از اشتغال این فعال مدنی در شرکت ایران خودرو ممانعت نموده بودند.
به گزارش ساوالان سسی

اخراج علیرضا فرشی از عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد جلفا

علیرضا فرشی فعال مدنی آذربایجانی و استاد کامپیوتر دانشگاه آزاد جلفا از تدریس در این واحد دانشگاهی محروم شد.بر اساس نامه ای که از سوی رئیس دانشگاه آزاد حلفا به فرشی ابلاغ شده است هیات گزینش اساتید این دانشگاه طی جلسه ای در ۱۱ مرداد ۸۹ صلاحیت این فعال مدنی آذربایجانی برای ادامه تدریس در این واحد دانشگاهی را رد و وی را از عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد اخراج کرده است.
استنادات هیات گزینش دانشگاه آزاد برای صدور این حکم فعالیتهای مهندس فرشی در راستای حقوق ملی آذربایجانیها و حکم حبس صادره برای وی از سوی دادگاه انقلاب تبریز عنوان شده است.
این استاد دانشگاه آذربایجانی ۱ خرداد ۸۸ در جریان مراسم راهپیمایی خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز و در حالی که شعار «تورک دیلینده مدرسه»(مدرسه به زبان ترکی) سر می داد بازداشت و پس از گذشت سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.
شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز طی حکمی در ۲۳ آبان ۸۸ این فعال آذربایجانی را با اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبیس تعزیری محکوم نموده بود.حکم صادره چندی بعد در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به شش ماه حبس کاهش یافت.
حکومت ایران فعالین مدنی آذربایجانی را تحت فشار قرار داده و از مشاغلشان اخراج می کند به گونه ای که در سالهای گذشته دهها فعال مدنی آذربایجانی از جمله عبدالله عباسی جوان، سعیدمتین پور، مهدی نعیمی و فرزاد صمدلی به دلیل فعالیت در عرصه حقوق ملی آذربایجانیها در ایران از مشاغلشان اخراج شده اند.
ساوالان سسی

Wednesday، September 29

جمعی از فعالین دانشجوئی استان مازندران: امروز هدف نابودی ضیاء نیست؛ امروز انسانیت را هجمه قرار دادند

جمعی از فعالین دانشجوئی دانشگاه ها و ستاد ۸۸ استان مازندران  پیرامون وضعیت سید ضیاء نبوی بیانیه ای صادر کردند. در قسمتی از این بیانیه آماده است: " امروز استبداد برای به خاک و خون کشیدن مازندران کمر به کین شیرانش بسته است. امروز هدف نابودی ضیاء نیست. امروز انسانیت را هجمه قرار دادند و کجایند نهادهای حقوق بشری که امروز ما  را ببینند و از اعماق سکوتمان فریادمان را بشنوند که ما از هر آنچه بر ما رفت گذشتیم. پاره تن ما را دریابید که شب رفتنش ستارگان اوین در فراغش، های های گریستند."سید ضیا نبوی، دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل که چند روز پیش از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان کاروان اهواز تبعید شد، در این زندان توسط نیروهای امنیتی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. نبوی از سوی دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرنیا به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
"جهان سوم جائی است که هر که بخواهد کشورش آباد شود خانه اش ویران می شود و هر که بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد."
پروفسور حسابی

چه بد روزی است امروز. امروز شنیده ها از غل و زنجیر بر پای جگر گوشه ی ما، شیر بیشه ی مازندران، سید ضیاء نبوی در زندان اهواز یاری فریاد از ما ستانده. چشم ها خیره ، مات و مبهوتیم امروز. نمی دانیم امروز از این همه جفا به کجا پناه بریم؟
امروز به انسان جفا می کنند ، به کشور جفا می کنند، به دین جفا می کنند. امروز به خدا هم نمی شود پناه برد چرا که امروز بیشتر از همه به خدا جفا می کنند. امروز استبداد برای به خاک و خون کشیدن مازندران کمر به کین شیرانش بسته است. امروز هدف نابودی ضیاء نیست. امروز انسانیت را هجمه قرار دادند و کجایند نهادهای حقوق بشری که امروز ما  را ببینند و از اعماق سکوتمان فریادمان را بشنوند که ما از هر آنچه بر ما رفت گذشتیم. پاره تن ما را دریابید که شب رفتنش ستارگان اوین در فراغش، های های گریستند. کجایند تا ببینند امروز مجنون قدرت پرست دیوانه وار شمشیر بر شاخه های این درخت می زند غافل از ریشه تنومندش.
امروز نیز مثل دیروز باید بی ضیاء با نگرانی اش به کلاس درس رویم و چه کنیم که وظیفه ما همین رفتن است. امروز هم می رویم بی سنبل انسجام و صبرمان. امروز چه درس ها که نمی دهند. درس بی وفائی، درس خیانت، درس بی وجدانی، درس خود فروشی.
امروز همه فهمیدند که ضیاء برای انسانیت و وجدانش صفر شد. امروز همه می دانند که ضیاء برای آبادی ایران آشیانه اش زندان شد. آه که ساده و شیرین است گرفتن این بیست ها. ولی ما همه را صفر شدیم و تک ستاره کارنامه ما بیستی سبز از درس ضیاهاست.
بیچاره استبداد فهمیده چه خوب این درس را از بریم و این جنونش را بیش از پیش می کند. امروز سنگینی پایش را دیگر بر گلویمان احساس می کنیم. امروز اصلا روز نیست، یکسره شب است. تاریک و سیاه به مانند اعماق کهکشان ها و ما با بیم و امید پنجه در پنجه یکدیگر می فشاریم و همچون سید ضیای همیشه خندان می خندیم چرا که فردا می آید.
آری فردا می آید و حسرت یک آخ از این همه تازیانه که خوردیم بر دل استبداد مانده است.
فردا می آید چه ضیاء باشد چه نباشد چرا که آنچه امروز ضیاء را ضیاء کرد و از ازل انسان را انسان کرده بود، امروز در گوشت و پوستمان رخنه کرده است.
فردا می آید و استبداد تنها و تنها تر می شود و دیگر توان مقاومت در برابر لبخندهایمان را نخواهد داشت.
فردا می آید و غرش شیران مازندران از لابلای کوهسارانش ندای سبز امنیت و آزادی در سرتاسر ایران زمین طنین انداز می کند.
و فردا می آید، شیرین تر از تمام تلخی هائی که چشیده ایم.
پس ایستاده ایم محکم تر از همیشه، به امید دیدن فجر با لبخند ضیاء بر لب.
جمعی از فعالین سبزاندیش
دانشگاه مازندران
دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
ستاد ۸۸ مازندران

۱- دانشگاه علوم و فنون بابل
۲- دانشگاه علوم پزشکی ساری
۳- دانشگاه علوم پزشکی بابل
۴- دانشگاه پیام نور مازندران
۵- دانشگاه آزاد اسلامی مازندران
۶- دانشگاه کشاورزی ساری

 دانشجونیوز

پدر ضیا نبوی: فکر کردم بدون سرو صدا کار درست می شود اما برعکس شد

پدر سید ضیا نبوی دانشجوی ستاره دار زندانی در گفتگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در حالی از خوب بودن پسرش در زندان کاروان اهواز گفت که چند ساعت بعد از انجام این مصاحبه ، برخی منابع  خبر دادند سید ضیا به محض رسیدن به زندان کاروان اهواز به شدت مورد ضرب وشتم قرار می گیرد و ۴۸ ساعت اول ورودش را نیز در بند انفرادی سپری کرده است. سید علی اکبر ضیا درباره آخرین ملاقات با پسرش گفت : «هفته گذشته ( قبل از تبعید به زندان اهواز)  پسرم را دیدم . از زمانیکه پسرم دستگیرشد فقط توانستم دوبار او را ببینم که هر دو بار نیز ملاقات کابینی بود .برای ملاقات حضوری تقاضا کردم اما بی پاسخ ماند . برای مرخصی هم وثیقه ۵۰۰ میلیونی می خواستند که اگر من ده سال دیگر هم کار کنم توان پرداخت چنین پولی را ندارم . من یک کشاورز فصلی هستم.»
پدر این زندانی درباره اینکه آیا علت فرستادن ناگهانی فرزندش را به اهواز پرس و جو شده است ،‌گفت : « اول می خواهم از خانم ستوده ، وکیل پسرم که خانم فداکاری بود و برایش خیلی زحمت کشید و الان هم خودش در زندان است تشکر کنم . بعد هم شما فکر می کنید مگر کسی جواب ما را می دهد من گاهی وقت ها ساعت ها در دادگاه نشسته ام ، صبح رفته ام و ظهر با تهدید بیرونم کردند . هیچ جوابی از نامه های قبلیم نگرفتم جز اینکه عصای دستم به اهواز فرستاده شد. چه کسی جواب می دهد که برای چه پسرت را گرفتیم . الان با وکیلش آقای شریف می خواهیم اگر امکان داشته باشد برای تغییر مکان زندانش تلاش کنیم که نمی دانیم جواب بگیریم یا نه .»
او درباره اینکه آیا بعضی از فامیل ضیا در اشرف هستند ، گفت :‌« سئوال من این است که اگر فامیلی گرایش به سازمانی یا گروهی دارد ضیا باید مجازاتش را بکشد . تمام دوستان ، هم دانشگاهیش و هم بندی هایش در این سالها شاهدند که شخص ضیا هیچ گرایشی به سازمان سیاسی نداشته است ضیا صرفا فعالیت دانشجوی داشته است و به خاطرش از تحصیل محروم شده بود .»
پدر سید ضیا نبوی ، دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل که چهار روز پیش از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان کاروان اهواز تبعید شد به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران یک روز بعد از تبعید پسرش به اهواز گفت :« ضیا در تماس چند دقیقه ای به من گفت حالش خوب است و نگران نباشیم ، گفت احتمالا تا چند روز دیگر او را به بند عمومی منتقل می کنند و مشکل خاصی ندارد.»
سید ضیا نبوی ، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که شب ۲۵ خرداد ماه سال گذشته در منزل یکی از دوستانش دستگیر شد ، در دادگاه بدوی به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد که ۱۰ سال آن به تبعید در شهرستان ایذه به دلیل همکاری با سازمان مجاهدین خلق اعلام گردید . اگرچه که بارها سید ضیا نبوی شدیدا ارتباط خود را با این سازمان رد کرد و گفت تنها دلیل دادگاه برای صدور چنین حکمی حضور چند تن از اعضای خانواده او در اشرف است.
ژینوس شریفی، وکیل این فعال دانشجویی نیز درباره حکم گفته است: « این حکم انتقام‌گیری از ضیا برای فعالیت‌های او در شورای دفاع از حق تحصیل است. دادگاه یکی از دلایل همکاری ضیا با سازمان را مصاحبه با سایت خبرنامه امیرکبیر عنوان نموده است چرا که آنها مدعی‌اند خبرنامه از سوی سازمان مجاهدین خلق اداره می‌شود».
ضیا نبوی که تا هفته پیش در بند ۳۵۰ اوین بود به دنبال تغییر محل تبعید از زندان ایذه به زندان کارون اهواز ناگهان به اهواز فرستاده شد.
پدر ضیا نبوی که مدتی پس از دستگیری پسرش همراه با خانواده از مازندران به روستای در سمنان برای دوری از خبرها و حاشیه هایش پنا ه بردند، به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت :‌« ضیا تنها پسرم است ، عصای دستم ، خیلی نگرانش هستیم . امیدوارم خدا به ما و او کمک کند و برش گرداند سر خانه و زندگیش . در ماههای گذشته به هرکجا فکر می کردم مراجعه کردم ، به دفتر تمام مسئولان رفتم ، به لاریجانی ، دادستان تهران ، دادگاه تجدید نظر همه نامه نوشتم که در حکم تجد ید نظر شود اما هیچ کاری نتوانستم برایش انجا م بدهم و آخرش نتیجه اش همین شد که شما دیدید ، او را فرستادند زندان اهواز . تنها جاییکه دیدم حداقل نامه ام را ضمیمه پرونده کردند دفتر لاریجانی بود . فکر می کردم اگر بی سر وصدا و از راه های قانونی دنبال کار ضیا را بگیرم حتما نتیجه می دهد اما برعکس شد . برای من خیلی سخت است که نتواستم برایش کاری کنم . من از هیچ کاری فرو گذاری نکردم .»
او درباره وضعیت روحی و جسمی ضیا نبوی در آخرین دیدارشان هم گفت :‌« ضیا به قول معروف پسر شجاع و با روحیه ای است . دیروز هم که زنگ زد حالش خوب بود و گفت نگرانم نباشید ،‌مشکلی ندارم و احتمالا من را یکی ، دو روز دیگر به بند عمومی می برند و شاید وضعیتم بهتر شود . اصولا او هر بار زنگ می زند با من و مادرش با خنده حرف می زند تا ما را دلداری بدهد .»
او ادامه می دهد:‌«ضیا اگر مشکلی داشت به ما نمی گفت . بعدها من از دوستانش شنیدم که او مدتی در بند انفرادی بوده است . خصوصیت ضیا اینطور است که من و مادرش را نگران نکند.او همیشه به من می گفت که حالش خوب است و من همیشه از دوستانش مشکلاتش را می شنیدم . حالا همین حکمی که برایش صادر شده گواه این است که بچه ام چقدر گرفتارست .»
این پدر درباره انتظارش از سازمان های فعال حقوق بشر و مسئولان کشوری گفت : «من ماهها تلاش کردم وبه نتیجه نرسیدم . واقعا مشکل است تحملش . اگر عزیزانی می توانند به آزادی این بچه کمک کنند یا حداقل کاری کنند که بفرستندش به زندانی نزدیک تر دریغ نکنند . مسئولان هرکمکی از دستشان برمی اید دریغ نکنند تا خانواده ها کمتر عذاب بکشند . آرزوی من آزادی همه بچه ها و بچه خودم است . ضیا در دوران مدرسه شاگرد ممتاز بود و در دانشگاه هم همین طور.»
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

افزايش فشار بر دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين

بنا به گزارش هاي دريافتي از قزوين و با شروع ترم جديد در دانشگاه قزوين دور تازه اي از فشارها بر اين دانشجويان آغاز شده است. چندين دانشجو ممنوع الورود هستند ، چندين نفر آنها حكم تعليق خورده اند كه حكم چند نفر آنها به تازگي و در روزهاي اخير صادر شده است.
دو تن از دانشجويان اين دانشگاه هنوز در زندان هستند كه ارسلان ابدي يكي از اين دانشجويان است كه با حكم سنگين زندان مواجه شده است.
همچنين براي بسياري از فعالين دانشجويي اين دانشگاه حكم اخراج از خوابگاه صادر شده است و اين دانشجويان در روزهاي اخير اجازه ورود به خوابگاه را ندارند .
همچنين در آخرين حكم صادر شده كميته انضباطي اين دانشگاه مريم شفيع پور از فعالين دانشجويي اين دانشگاه و عضو تشكل اصلاح طلب اين دانشگاه به 4 ترم (2سال) تعلیق / منع موقت از تحصیل و یک نیمسال محرومیت از امکانات رفاهی, 1ترم حذف ترم اجباری+ 1ترم محرومیت از امتحان در گذشته! جمعاٌ 6ترم از 12 ترم سنوات مجاز محكوم شده است. 

آژانس ايران خبر

۸ استاد از ۶ پردیس دانشگاه تهران به جمع اساتید بازنشسته پیوستند.

خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا
اسامی آخرین اساتید دانشگاه تهران که اجرای احکام بازنشستگی آنها از نیمه شهریورماه آغاز شده یا در پاییز امسال آغاز می‌شود منتشر شد که بر این اساس ۸ استاد از ۶ پردیس دانشگاه تهران به جمع اساتید بازنشسته پیوستند.
محمد معز اردلان و جواد فرهودی دو استاد تمام پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران بازنشسته شدند. محمد معز اردلان استاد تمام گروه خاکشناسی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران است که حکم بازنشستگی وی از ۱۵ شهریور ماه جنبه اجرایی پیدا کرد.
به گزارش آفتاب؛بازنشستگی دکتر جواد فرهودی استاد تمام گروه مهندسی آبیاری پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران نیز مانند اردلان از نیمه شهریورماه جنبه اجرایی پیدا کرده است.فرهودی علاوه بر استادی دانشگاه تهران مسئولیت‌هایی مانند معاونت پژوهشی وزارت علوم، معاونت وزارت نیرو و ریاست دانشگاه ارومیه، عضویت در هیأت‌امناء چند دانشگاه و عضویت در شورای توسعه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران را در سوابق مدیریتی خود دارد.
سید محسن حبیبی استاد گروه شهرسازی دانشگاه تهران که به‌تازگی از ریاست پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران کنار رفته است بازنشسته شد.
سید محسن حبیبی به درخواست خود پس از گذشت ۳۹ سال تدریس در دانشگاه تهران بازنشسته شد.
حبیبی که ریاست پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران را بر عهده داشت همزمان با بازنشستگی از ریاست این پردیس دانشگاهی نیز کناره گیری کرد.
محمد حسین رفیعی استادیار شیمی پلیمر پردیس علوم پایه دانشگاه تهران نیز به تازگی به جمع اعضای هیأت علمی بازنشسته پیوسته است. حکم بازنشستگی وی نیز از نیمه شهریور ماه اجرا شد.
حکم بازنشستگی دکتر روح‌اله عالمی دانشیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دکتر غلامرضا ظریفیان استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی نیز تا چند روز دیگر اجرا می‌شود.
روح‌الله عالمی تا ۵/۱ سال پیش مدیر گروه فلسفه دانشگاه تهران و معاون دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه بود.
غلامرضا ظریفیان نیز عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نیز سابقه عضویت در هیأت مؤسس و هیأت‌مدیره انجمن معارف ایران، جمعیت توسعه علمی کشور، جمعیت ایرانی اخلاق در علوم و فناوری و جمعیت رشد و توسعه ایران را دارد.
ظریفیان در سال‌های ۳۰ تا ۷۵ عضو هیأت رئیسه دانشگاه صنعتی امیرکبیر بود و مسئولیت معاونت‌های مالی و اداری و دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر را عهده دار بود.
پس از روی کار آمدن دولت هفتم طی سال‌های ۷۶ تا ۸۴ مسئولت‌های متعددی مانند مدیرکل دانشجویی وزرات علوم، معاون پارلمانی، حقوقی و مالی و اداری وزارت علوم و معاون دانشجویی وزارت علوم به وی واگذار شد.
دکتر محمد خوش چهره استادیار دانشکده اقتصاد و دکتر احمد مدرس استادیار گروه حسابداری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نیز از آخرین اعضای هیأت علمی حوزه علوم انسانی دانشگاه تهران هستند که به تازگی به جمع اعضای هیأت علمی بازنشسته پیوسته اند.
محمد خوش چهره دارای دکتری تخصصی توسعه و برنامه‌ریزی اقتصادی از دانشگاه Strathclyde انگلستان، عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و چهره اقتصادی مجلس هفتم بود.
این اقتصاددان در کنار فعالیت علمی به عنوان یک فعال سیاسی نیز شناخته شده و ریاست اصول‌گرایان مستقل مجلس در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت.
سرپرستی مؤسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران، عضویت در شورای پژوهشی دانشگاه تهران، عضویت در شورای مرکزی پارک علمی و فناوری دانشگاه تربیت مدرس و عضویت در شورای سیاست‌گذاری پژوهشی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی از ظرفیت‌های علمی پژوهشی این عضو هیأت علمی بازنشسته است.
احمد مدرس نیز با دارا بودن ۱۱ عنوان تألیف و ۵عنوان ترجمه کتاب آثار قابل اعتنایی در زمینه حسابداری و امور مالی ارائه کرده و سرپرست اجرایی یا دبیرعلمی و برگزار کننده اولین همایش مدیریت مالی در ایران، اولین همایش حسابرسی در ایران و اولین همایش استانداردهای ایران بوده است.
مدرس علاوه بر دانشگاه تهران سابقه تدریس در دانشگاههای شهید بهشتی، علوم اقتصادی، علامه طباطبایی و تربیت مدرس را دارد و عضویت در هیئت مدیره و معاونت آموزش و تحقیقات جامعه حسابداران رسمی ایران، ریاست شورای سردبیری فصلنامه حسابدار رسمی، عضویت در گروه کارشناسی تدوین استانداردها در سازمان حسابرسی، عضویت در جامعه حسابداران رسمی ایران و عضویت در انجمن مدیران مالی حرفه ای ایران از سوابق اجرایی و عضویت وی در مجامع محسوب می‌شود.

بیش از ٧٠ دانشجوی زندانی در آغاز سال تحصیلی

دانشجونیوز: طی سالهای گذشته و به خصوص پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد، همواره سال تحصیلی در حالی آغاز شده است که تعدادی از دانشجویان در زندان ها بوده اند. امسال نیز بازگشایی دانشگاه ها و آغاز سال تحصیلی در کشورمان با دربند بودن دانشجویان بسیاری همراه شده است.
گرچه زندانی بودن دانشجویان و فشار بر دانشجویان، بخشی همیشگی برای جامعه دانشگاهی بوده است، اما از نظر تعداد دانشجویان زندانی، آغاز سال تحصیلی جاری بی سابقه است. حضور بیش از ٧٠ دانشجوی زندانی در زندان های مختلف کشور امری است که به جز سال های اول پس انقلاب، تاکنون سابقه نداشته است.
در پی اعتراض های مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری، صدها دانشجو بازداشت و دهها نفر نیز توسط نیروهای نظامی کشور کشته شدند. بسیاری از دانشجویان بازداشتی با انواع آزارها و اذیت ها در زندان ها و بازداشتگاه های مختلف روبرو شدند و پس از هفته ها یا ماه ها با قرارهای وثیقه متفاوت که اغلب وثیقه های بسیاری سنگینی بوده است، آزاد شدند. اما همچنان بیش از ٧٠ دانشجوی در زندان های مختلف در اسارت قرار دارند.
سایت دانشجونیوز لیستی شامل ٧٣ دانشجویی که در حال حاضر در زندان های مختلف کشور حضور دارند، تهیه کرده است. این دانشجویان در زندان های مختلف کشور از جمله زندان های اوین، رجایی شهر، گوهردشت، اهواز، تبریز، بابل، اصفهان و اردبیل حضور دارند.
(برای مشاهده عکس لیست دانشجویان زندانی در سایز بزرگتر بر روی عکس ها کلیک کنید)


Tuesday، September 28

اعتصاب دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد

دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد روز گذشته در اعتراض به نحوه ارائه امكانات غذايی در سلف فجر دست به اعتصاب غذا زدند.این دانشجويان تاكنون چندين‌بار، به مسئولان مربوطه مراجعه كرده و گفته بودند که در صورت عدم پاسخ‌گویی، اعتصاب خواهند کرد.
گفتنی است که این دانشجويان نسبت به وضع حمل‌و نقل درون دانشگاه نيز اعتراضاتی دارند كه علی‌رغم مراجعه به مسئولان، پاسخ قانع‌کننده‌ای نيافتند.

.به گزارش آفتاب

مهدی عربشاهی دبیر تشکلات دفتر تحکیم وحدت به زندان اوین فراخوانده شد

مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت روز گذشته ۵ مهرماه با دریافت احضاریه ای برای اجرای حکم زندان فراخوانده شد. این احضاریه از سوی اجرای احکام دادسرای شهید مقدس مستقر در بازداشتگاه اوین و علیرغم بیماری قلبی مهدی عربشاهی صادر شده است.
دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت پیش از این در روز عاشورای سال گذشته بازداشت شده بود که پس از مدتی بر اثر حمله قبلی در زندان اوین به بیمارستان منتقل و سپس با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. مهدی عربشاهی طی مدت آزادی به صورت مداوم تحت نظارت پزشکی قرار داشته است.احضار دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در حالی صورت گرفته است که دو عضو دیگر این اتحادیه دانشجویی، بهاره هدایت و میلاد اسدی، در زندان به سر می برند. بهاره هدایت و میلاد اسدی با محکومیت سنگین ۹ سال و نیم و ۷ سال حبس نزدیک به یک سال است که در زندان اوین به سر می برند. مهدی عربشاهی نیز سال گذشته از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۲ سال و نیم حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محکوم شده بود.
همچنین طی هفته های گذشته احضاریه هایی برای عباس حکیم زاده و نسیم سرابندی، از سوی دادسرای زندان اوین و وزارت اطلاعات صادر شده است.به نظر می رسد احضارها و فشارها بر اعضای دفتر تحکیم وحدت همزمان با بازگشایی دانشگاه ها، در راستای تهدید فعالیت های دانشجویی و محدود کردن هرچه بیشتر دفتر تحکیم وحدت است.این اتحادیه در ابتدای هفته جاری بیانیه ای به مناسبت آغاز سال تحصیلی منتشر کرده و در آن از لزوم تدوین مدل های جدید فعالیت دانشجویی در سال تحصیلی پیش رو سخن گفته بود.همچنین طی روزها  و هفته های گذشته ضیا نبوی و مجید توکلی از دیگر دانشجویان زندانی عضو دفتر تحکیم وحدت به زندان های اهواز و رجایی شهر تبیعد شده اند و بیم تبعید مجید دری دیگر دانشجوی زندانی، نیز وجود دارد.
به گزارش دانشجونیوز

دیدار دانشجویان با خانواده میلاد اسدی، عضو دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

روز گذشته دانشجویان دانشگاه های  مختلف تهران از جمله دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، آزاد تهران مرکز و تهران جنوب و پلی تکنیک با حضور در منزل میلاد اسدی، نسبت به ادامه بازداشت دوست و همکلاسی خود با خانواده ی وی ابراز همدردی نمودند.میلاد اسدی، دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، یکی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت می باشد که از 9 آذر سال گذشته بدون آزادی و به طور ممتد به مدت 303 روز است که در زندان اوین به سر می برد.وی در دادگاه بدوی شعبه 28 به ریاست قاضی مقیسه به 7 سال زندان و 1 میلیون ریال جریمه نقدی محکوم گردید و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید گردید. میلاد اسدی که از فعالین دانشجویی دانشگاه خود و همچنین عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بوده است به دلیل فعالیت های آزادیخواهانه و قانونی خویش، همواره مورد قبول و تایید جامعه دانشگاهی قرار گرفته است.
از اینرو در روزهای آغازین بازگشایی دانشگاه ها و با توجه به حضور جمعی از دانشجویان در زندان ها و محروم بودن آنان از حق مسلم برخورداری از تحصیل، دانشجویان به یاد دوست و همکلاسی دربندشان در منزلش حضور پیدا کرده و آزادی هرچه سریعتر وی و تمامی دانشجویان دربند را آرزو نمودند. همچنین دانشجویان به نشان یادبود و به پاس استقامت و ایستادگی بر حق یار دبستانی خود، چندین جلد کتاب را با یادداشت هایی که در آن نوشته شده بود، به میلاد هدیه نمودند.
خانواده این دانشجوی زندانی با قانونی دانستن حق برخورداری از تحصیل برای فرزندشان، ابراز امیدواری نمودند که با آغاز سال تحصیلی جدید مسئولین مربوطه و در راس آن دادستان تهران با آزادی دانشجویان و البته فرزندشان موافقت نمایند تا بیش از این به آینده ی جوانان این مرز و بوم صدمات جبران ناپذیر وارد نگردد.

ادوارنیوز

چهار سال حبس تعزیزی علی ملیحی تایید شد

دادگاه تجدید نظر تهران حکم صادره از سوی شعبه  28  دادگاه بدوی انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه را بر محکومیت علی ملیحی  به تحمل 4 سال حبس تعزیری را عینا تایید کرد.علی ملیحی خبرنگار و مسئول روابط عمومی سازمان دانش آموختگان اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) و عضو شورای سیاست گذاری سازمان  که از روز بیستم بهمن ماه سال گذشته در بازداشت به سر می برد براساس رای دادگاه به دلیل آنچه ارتکاب جرایمی علیه امنیت ملی عنوان شده به 4 سال حبس و به دلیل توهین به رئیس‌جمهوری به یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.گفتنی است محمد علی دادخواه از وکلای درخصوص صدور حکم چهار سال حبس تعزیزی برای موکلش علی ملیحی روزنامه نگارو فعال دانشجویی پیش تر و در زمان صدور حکم بدوی به کمپین بین لمللی حقوق بشر گفته بود: « موکل ام را به چهار سال زندان محکوم کردند، اما مبادی استدلالی دادگاه از موضع موازین نظام حقوق ما مخدوش است؛ اشکالات عدیده شکلی و ماهوی بر این حکم وارد و این حکم فاقد پشتوانه استدلال و استنتاج است.»
ادوارنیوز

Monday، September 27

آغاز فشار بر دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی همزمان با آغاز سال تحصیلی


خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا
همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، فشار بر دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران افزایش یافت.

همزمان با آغاز سال تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کشور، طی اقدامی بی سابقه از سوی مقامات دانشگاه شهید بهشتی تهران و مسئولین حراست آن دانشگاه، برخوردهای بسیار تند و کم سابقه ای با دانشجویان صورت گرفته است.
به گزارش جرس طی روزهای اخیر، برروی شیشۀ دانشکده های آن دانشگاه، برچسبهایی نصب شده است با این مضمون که: مراقب حجاب خود باشید قبل از آن که نوبت به دیگران برسد.
این گزارش خاطرنشان می کند “روند برخوردها با دانشجویان، همزمان با تعویض رییس حراست آن دانشگاه شتاب بی سابقه ای به خود گرفته است و مدیریت جدید حراست اقدام به تعویض مسئولان قسمت های مختلف حراست کرده است.”
بعد از چندین راهپیمایی بزرگ اعتراض آمیز در دانشگاه شهید بهشتی طی سال تحصیلی گذشته، مسئولان ارشد وزارت علوم، تصمیم به دخالت مستقیم درکمیته انضباطی و حراست آن دانشگاه گرفتند؛ که نمونه بارز آن ورود رییس فعلی حراست به عنوان مسئول کمیته انضباطی و اقدام به تعلیق و محرومیت ازتحصیل بیش از شصت نفر از دانشجویانِ معترض به حضور محمود احمدی نژاد در آن دانشگاه بود.
گزارش ارسالی این منبع خاطرنشان می کند “درآستانه سال تحصیلی جدید، جایگزینی علی طالبی در حراست آن دانشگاه به جای جواد فخاری و اجرای سیاست های جدید امنیتی از جمله مصادره دفاتر انجمن اسلامی در دانشکده های مختلف وهمچنین احتمال ریاست دکتر داودی در آن دانشگاه، نشان ازعزم جدی مسئولان دولت دهم برای کنترل کامل فضای دانشگاه داشته است .”

افزايش دوربين هاي مخفي در دانشگاه اروميه درهراس از اعتراضات دانشجويي

دانشگاه اروميه در حال حاضر همه چيز توسط حراست كنترل ميشود و كارتهاي دانشجويي توسط حراست صادر ميشود , براي كنترل فضاي دانشگاه همه جا دوربينهاي مخفي نصب شده است.دانشجويان از اين اعمال سركوبگرانه به شدت منزجرند . يكي از دانشجويان در اين رابطه گفت :” اين حجم دوربين واقعا هراس نظام از قشر دانشجو را ميرساند , هر چقدر دوربين ها را اضافه ميكنند و به تمهيدات امنيتي خود مي افزايند ما ميفهميم كه اتفاقا بيشتر ازما و اعتراضات ما ميترسند .”
آژانس ايران خبــــــــر

ضرب و شتم ضیا‌ء‌الدین نبوی در بدو ورود به زندان اهواز

خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا
ضیا‌ءالدین نبوی، فعال دانشجویی که طی چند روز گذشته به زندان کارون اهواز منتقل شده ، در «وضعیت نامناسبی» به سر می‌برد.
ضیاء نبوی پس از ورود به زندان اهواز، «به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مدت ۴۸ ساعت را در سلول انفرادی سپری کرده است.»
کمیته گزارشگران حقوق بشر به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که وی هم اکنون به بند امنیتی زندان کارون اهواز منتقل شده است. گزارش‌های دریافتی حاکی از «وضعیت نابسامان بهداشتی و غذایی» در زندان اهواز است. سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل در دو روز ابتدایی، «یک صبحانه، یک شام و یک‌بار حق استفاده از سرویس بهداشتی» داشته است.
در بند امنیتی، «تنها یک سرویس دستشویی و حمام سالم وجود دارد و هوای بند به‌شدت گرم است. تهویه وجود ندارد و زندانیان دسترسی مناسب و کافی به آب آشامیدنی ندارند.»
ضیا‌ء‌الدین نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل و سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل،‌ ۲۵ خرداد سال گذشته بازداشت و در دادگاه بدوی با حکم ۱۵ سال حبس تعزیری مواجه شد.
دادگاه تجدیدنظر، این حکم را به ۱۰ سال حبس در زندان ایذه کاهش داد که پس از آن، حکم تبعید از زندان ایذه به زندان کارون اهواز تغییر یافت.
مجید دری، دیگر عضو شورای دفاع از حق تحصیل نیز در روزهای اخیر به زندان کارون اهواز انتقال یافته است. شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر و حق تحصیل نیز به شش سال حبس در زندان ایذه محکوم شده است.

استاد بازنشسته دانشگاه تهران: به علم و فرهنگ یورش برده اند

دانشجونیوز: دکتر محمد خوش چهره اقتصاددان و از چهره های شاخص اصولگرا پس از گذشت ۲۳ سال سابقه تدریس در دانشگاه تهران از اول مهر ماه به جمع اساتید بازنشسته پیوست. بازنشستگی این استاد با سابقه هماندند برخی از اساتید و روسای پیشین دانشگاه ها که در تابستان امسال با حکم وزیر علوم بازنشسته شدند بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی و دانشگاهی داشت.این استاد پیشین دانشگاه تهران، در مصاحبه ای اقدامات اخیر مسولین در وزارت علوم را یورش به علم و فرهنگ دانست و ادامه داد: "به علم و فرهنگ یورش برده اند اما قطعا این اقدامات انحرافی پایدار نخواهد بود و در آینده نزدیک برعکس به بیداری بیشتر جامعه و افزودن به سرمایه های انقلاب اسلامی منجر خواهد شد."
محمد خوش چهره، درباره بازنشستگی از دانشگاه تهران با اشاره به آیاتی از قرآن گفت: " همه چیز فانی و رفتنی است. مگر کاری که برای خدا باشد و وجه الهی پیدا کرده باشد. همه باید بروند، چه از مسئولیتها و چه از حیات دنیوی."
این عضو هیئت علمی بازنشسته شده که با خبرگزاری مهر مصاحبه می کرد در پاسخ به اینکه منشأ این بازنشستگی که برخی از آن به عنوان "بازنشستگی شتابان" نام برده اند چیست با مزاح گفت: "خیلی از مسائل جاری را باید در فضای حاکم تحت عنوان فضای ایجاد شده منتسب به کوروش و اسفندیار جستجو کرد. مخصوصا کارگزاران کوروش زمان در محیط فرهنگی و دانشگاهی کشور به طور شتابان قصد عملیاتی کردن منویات خود را دارند و به علم و فرهنگ یورش برده اند."
خوش چهره افزود: "قطعا این انحرافات (که الهی نیستند) پایدار نخواهد بود و در آینده نزدیک برعکس به بیداری بیشتر در سطح جامعه خواهد انجامید.
پیش از این پروفسور یوسف ثبوتی، رئیس سابق دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان که در تابستان امسال از کار برکنار شد در مصاحبه‌ای با بیان این که "این روزها قرار نیست راست‌گویی مد روز باشد" نسبت به برکناری خود واکنش نشان داده بود و اعلام کرده بود  هیچ حکمی به جز حکم برکناری اش دریافت نکرده است.
بیش از ۲۰ موسسه آموزشی و دانشگاه در تابستان امسال دستخوش تغییرات در سطح روسا به حکم وزیر علوم بوده است.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز: هدف آن هیئت نه اجرای قانون که خاموش کردن صدای منتقدانه‌ی این تشکل می‌باشد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز که در روزچهارشنبه، 31ام شهریورماه به ناگاه طی حکمی از جانب هیئت نظارت این دانشگاه منحل اعلام شد و با حضور مامورین حراست ظرف چند ساعت مجبور به تخلیه‌ی اتاق‌ها و تحویل دفتر انجمن اسلامی شدند، طی نامه‌ای خطاب به هیئت نظارت دانشگاه ضمن برشمردن تخلفات آشکار قانونی از جانب هیئت نظارت خواستار رويكرد قانوني هيئت نظارت بر اساس آیین نامه‌ی تشکلهای اسلامی دانشگاهیان شده است.انجمن اسلامی عدم نقش هیئت منصفه از مرحله‌ی بررسی پرونده‌ تا صدور حکم و همچنین عدم ابلاغ کتبی اتهامات هیئت نظارت به انجمن اسلامی را مصداق تخلفات آشکار قانونی هیئت نظارت دانسته و خواستار سیر روال قانونی در بررسی آن پرونده و فراهم شدن امکان دفاع برای خود که از حقوق تصریح شده‌ی هر تشکل در آیین‌نامه‌ی تشکل‌های اسلامی است، شده است.
متن کامل نامه به شرح زیر است:
انجمن اسلامی عدم نقش هیئت منصفه از مرحله‌ی بررسی پرونده‌ تا صدور حکم و همچنین عدم ابلاغ کتبی اتهامات هیئت نظارت به انجمن اسلامی را مصداق تخلفات آشکار قانونی هیئت نظارت دانسته و خواستار سیر روال قانونی در بررسی آن پرونده و فراهم شدن امکان دفاع برای خود که از حقوق تصریح شده‌ی هر تشکل در آیین‌نامه‌ی تشکل‌های اسلامی است، شده است.
متن کامل نامه به شرح زیر است:
از من به قاضي بگوييد كه در كشف مطالب چندان تعجيل مكن، بگذار به آهستگي حقيقت مطلب آشكار گردد زيرا مطمئن نيستم كاري كه باشتاب انجام شود به حقيقت مقرون باشد. (علي (ع)، فرمان به مالك اشتر)
در روزچهارشنبه، 31ام شهریورماه، راس ساعت 10:30 صبح انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز نامه‌ای دریافت کرد که در کمال تعجب به یکباره انحلال این تشکل اعلام شده و در نامه‌‌ی دیگری از معاونت دانشجویی از دبیر انجمن اسلامي خواسته شده بود که تا ساعت 14 آن‌روز نسبت به تحویل اتاق‌ها و اموال در اختیار آن تشکل اقدام نماید. سوای پایان تهدیدآمیز هر دو نامه و با آنکه نمایندگان انجمن اسلامی تخلفات آیین‌نامه‌ای آن حکم را به مسئول حراست، معاونت دانشجویی و خود جناب‌عالي به عنوان ریاست هیئت نظارت متذکر شدند و خواستار اتخاذ مشی قانونی از سوی آن هیات محترم بودند، ولی هیچکدام از مسئولین حتی به دادن فرصت بیشتر برای تخلیه‌ی اتاقها نیز راضی نشدند.
اما آنچه که موجب نگرانی انجمن اسلامی دانشجویان شده است، آنست که آن هیئت محترم از مرحله‌ی بررسی تخلف خوانده شده تا تصمیم‌گیری در مورد انحلال انجمن اسلامی خود مرتکب تخلفات متعدد قانونی شده است، چنانچه برداشت می‌شود هدف آن هیئت نه اجرای قانون که خاموش کردن صدای منتقدانه‌ی این تشکل می‌باشد.
در حکم مذکور آمده است: «در اجرای نامه‌ی شماره 8858/81 مورخ 13/11/87 هیات محترم مرکزی نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان، پس از کسب اطلاع از مراجع ذیربط و بررسی مواضع آن تشکل در جلسه مورخ 22/6/89 هیات نظارت دانشگاه، انتساب آن تشکل به مجموعه‌ی غیر قانونی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) محرز شده و طبق مصوبه‌ی مذکور اقدام می‌گردد.»
جناب آقای دکتر جم مسئله‌ی وابستگی تشکیلاتی انجمن اسلامی دانشجویان به دفتر تحکیم وحدت قصه‌ی درازی دارد که پس از ابلاغ نامه‌ی مورد نظر شما از هیئت مرکزی نظارت، آغاز گشت و علی رغم پیگیری انجمن اسلامی هیچگاه سندی برای آن ارائه نشد. در این نامه نیز انجمن اسلامی دانشجویان قصد پرداختن به این موضوع را ندارد و تنها خواستار ارائه‌ی مصداق‌های این اتهام از سوی هیئت نظارت جهت ارائه‌ی دفاعیه‌ی خود می‌باشد.
از اینرو انجمن اسلامی دانشجویان تخلفات قانونی آن هیئت محترم را متذکر شده و خواستار رويكرد قانوني هيئت نظارت بر اساس آیین نامه‌ی تشکلهای اسلامی دانشگاهیان مي‌باشد.
1- نقش هیئت منصفه
بر اساس ماده‌ي 2 از دستورالعمل رسیدگی به شکایات و تخلفات آیین نامه‌ی تشکلهای اسلامی دانشگاهیان "رسیدگی به تخلفات تشکلهای اسلامی مطابق با این دستورالعمل در محدوده‌ی هر دانشگاه تنها در صلاحیت هیئت نظارت دانشگاه با حضورهیئت منصفه می‌باشد." نقش پررنگ هيئت منصفه از مرحله بررسي تخلف و يا شكايت تا مرحله‌ي تصميم‌گيري در ماده‌هاي 2،5،7،8،9،10 به وضوح تبيين شده‌است، تا آنجا كه ماده‌ي 7 صراحتا تصميم‌گيري نهايي را به عهده‌ي هيئت منصفه مي‌داند. اما پس از آنكه هيئت منصفه طبق مواد 8 و 9 نظر خود را اعلام کرد، آنگاه بنا بر ماده‌ي10، هيئت نظارت دانشگاه تنها نقش صادر كننده‌ي راي، آنهم مطابق مفاد آیین‌نامه و دستور العمل رسيدگي به تخلفات و شكايات و بر اساس نظر هیئت منصفه را دارد.
اما جناب آقاي دكتر جم رياست محترم هيئت نظارت، متن نامه‌ي آن هيئت به روشني گوياي عدم نقش قانوني هيئت منصفه در اعلام راي صادره‌ي انحلال انجمن اسلامي از سوي آن هيئت و تصميم‌گيري یک‌باره و يك‌جانبه از سوي هيئت نظارت مي‌باشد كه همانطور كه ادله ارائه شد همگي تخلفات قانوني از جانب آن هيئت محترم است.
2- ابلاغ كتبي به تشكل و فراهم آوردن امكان دفاع براي تشكل
بنا بر ماده‌ي 5 همان دستور العمل، رئیس هیئت نظارت موظف است پس از دریافت شکایت، تشکل مورد نظر را با ابلاغ کتبی مطلع نموده و زمان تشکیل جلسه رسیدگی را به تشکل، شاکی و اعضای هیئت منصفه اعلام نماید.- كه بديهي است در اين مورد، نامه‌ي هيئت مركزي نظارت حكم همان شكايت و یا تخلفات اشاره شده در ماده‌ی 2 و شاكي، نماينده‌ي هيئت مركزي نظارت و يا "مراجع ذیربط" ذكر شده و یا خود هیئت محترم نظارت بر اساس عبارت" بررسی مواضع آن تشکل " در نامه‌ي دريافتي انجمن اسلامي از هيئت نظارت مي‌باشد- و بنا بر تبصره 2 از ماده‌ی 6 بايستي امكان دفاع براي تشكل فراهم شده و بنا بر ماده‌ي 7 دفاعيات نماينده‌ي تشكل بايستي شنيده شود.
اما رياست محترم هيئت نظارت، انجمن اسلامي دانشجويان تا به حال هيچ اتهام کتبی از سوي آن هيئت دريافت نكرده و هيچگاه کتبا ارائه‌ي پاسخي از انجمن اسلامي دانشجويان در هيچ موردي خواسته نشد. كه اين‌ها همگی تخلفات واضح ديگري از جانب آن هيئت محترم مي‌باشد.
جناب آقاي دكتر جم رياست محترم هيئت نظارت، ضمن يادآوري اين نكته كه ابلاغ تصمیم هیئت نظارت دانشگاه به صورت مکتوب و با امضا ریاست دانشگاه صورت مي‌گيرد (بند (و) از ماده‌ی 1، بخش نحوه‌ی صدور مجوز فعالیت‌ها از آیین نامه‌ی تشکلهای اسلامی دانشگاهیان) و نه با امضاي آقاي مومن‌زاده، كارشناس مسئول دبيرخانه‌ي هيئت نظارت دانشگاه خواهشمند است بنا بر ادله ارائه شده و به جاي تهديد اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان از جانب حراست دانشگاه، تا پايان هفته‌ي جاري ترتيبي اتخاذ فرماييد كه روال قانونی بررسی این پرونده مطابق با دستورالعمل رسیدگی به شکایات و تخلفات آیین نامه‌ی تشکلهای اسلامی دانشگاهیان طی شده و امكان دفاع براي انجمن اسلامي دانشجويان كه از حقوق تصريح شده‌ي آن آين‌نامه‌ مي‌باشد، فراهم شود.
درپايان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز ، توجه شما را به اين فراز از نهج البلاغه، جلب مي‌كند، باشد كه آنرا سرلوحه‌ي اعمالمان قرار دهيم: «قاضي نمي‌تواند در اولين لحظه كه حقانيت يكتن از متداعيين را احساس كرده بيدرنگ حكم صادر نمايد زيرا ممكن است نظر بدوي به خطا رود. آنكس كه در خون و مال و ناموس و حيات جامعه دست فرو مي‌برد و با يك سخن يكي را حاكم و ديگري را محكوم معرفي مي‌نمايد بايد در منتهاي دقت و دورانديشي پايان كار را تا هركجا كه منتهي مي‌شود، ببيند.» علي (ع)، فرمان به مالك اشتر
 دانشجونیوز

Sunday، September 26

دفتر تحکیم وحدت: اقتدارگرایان چاره ای جز پذیرش مطالبات مردم ندارد

دفتر تحکیم وحدت به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید بیانیه ای منتشر کرده است که در آن از لزوم تدوین مدل های جدید فعالیت دانشجویی در سال تحصیلی پیش رو سخن به میان آماده است.در قسمتی از این بیانیه آماده است: " حرکت های حق طلبانه، مدنی و شناسنامه دار دانشجویی در طول یک سال اخیر با سرکوب شدید نهادهای امنیتی و نظامی مواجه شده است. سرکوبی که باز نمایانگر تلاش برای بستن یکی دیگر از منافذ تنفسی جامعه است. در این میان غالب دانشجویان که همواره ظرف فعالیت های سیاسی-اجتماعی خود را فضای علنی دانشگاه و تحت شعارها و مطالبات مشخصی تعریف کرده بودند در حال بازتعریف و اتخاذ استراتژی های جدید برای فعالیت هستند."
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

جلوه گری دیگر بار آفتاب دلنشین مهر یادآور مهر و مهربانی شد و یاد یاران همراه زنده دل را باز در مشاممان ریخت. آنها که بار رشادت را در زمانه ای سخت، جانانه به گرده کشیدند. گروهی برای همیشه ترکمان کردند و در خاطرمان تا ابد سبز و راست قامت ماندند. و دلاوران دیگری که همچنان شیرینی آزادی هر کدامشان یادآور تلخی اندوه اسارت دیگریست، که آنجا که مهر نشسته بر دل از دل نمیتوان شست. یک سال پر نشیب و فراز دیگر گذشت و بار دیگر در آستانه مهر و بازگشایی دانشگاه ها قرار گرفته ایم.
اکنون پس از گذشت یک سال و اندی از انتخابات ریاست جمهوری و اتفاقات و فراز و نشیب های بسیار زیاد این دوره، شرایط ویژه ای بر جامعه و کشور حاکم شده است. اقتدارگرایان از چندین سال پیش چشم خود را بر بسیاری از واقعیات موجود بسته اند. راه راست اصلاحات تدریجی را با ناسپاسی کنار زده اند و به ناچار بر کجراهه ای پای نهاده اند که هر چه بیشتر به پیش می روند مشکلاتشان افزون تر و چراغ اقبالشان کم فروغ تر و از راه درست دورتر و دورتر می شوند. آن ها واقعیات یک جامعه رشدیافته که سطح معلومات و ارتباطاتش رشد قابل ملاحظه ای کرده و دنیایی دیگر می طلبد و سیاستی نوتر و زندگی متفاوت، را نمی پذیرد و درک نمی کند و بر اداره جامعه و کشور بر اساس روش ها و سیاست های ناکارآمد و حاکم کردن ایدئولوژی خود و ارزش های کم اقبال، سخت جانی می کنند.
نیروهای ایدئولوژیک هیچ گاه به ناکارآمدی سیاست های خود باور ندارند و همواره مشکل را جای دیگر و از جانب توطئه گرانی می داند که در اتاق های توطئه مشغول گره زدن بر دست و پایشان هستند. لذا چاره حل مشکل را در بگیر و ببند می بیند. آن ها تنها منافذ تنفس و حیات جامعه را می بندند. نهادهای مدنی و اجتماعی را با نگاه توطئه وار به تعطیلی می کشانند. کارشناسان خبره را تنزل می دهند و مداحان چرب زبان را بر صدر می نشانند. مخالفان و منتقدان خود را با تهمت توطئه گر به بند می کشند. این گونه است که نیازها و مطالبات جامعه روز به روز فزونی می گیرد اما مفری برای بروز و حتی رساندن صدای خود به گوش حاکمان نمیابد. در این شرایط است که این سیاست، کشتی بان را گام به گام به ورطه هلاکت می کشاند. اقتدارگرایان چاره ای جز پذیرش واقعیت های موجود چه در سیاست داخلی و خارجی، چه اقتصاد، چه فرهنگ و دیگر زمینه ها ندارند. هر چه چشم بر این واقعیت ها بیشتر بسته بماند مشکلات و بحران ها از هر سو بیشتر فزونی می گیرد.
امروز در اثر تصمیم گیری های اشتباه، بحران ناکارآمدی در تمام ارکان و شئون اداره کشور رسوخ کرده است و هر روز وضعیت وخیم تر از گذشته می شود. بیکاری، تورم و رکود صنعتی جلوه هایی از ویرانی اقتصاد کشور است. طرح ناگزیر موسوم به هدفمند کردن یارانه ها پیشاپیش خبر از یک بحران اقتصادی و اجتماعی عظیم می دهد. در حالی که حلقه محاصره جهانی هر روز تنگ تر می شود، سیاست خارجی صحنه جدل های فردی و تصمیمات خلق الساعه مقامات شده است. اختلافات و نزاعات گسترده و فرسایشی داخل حاکمیت به بخشی جداناپذیر از آن تبدیل شده است. سیاست ورزی و اداره کشور بدل به کلاف سردرگمی شده است که هر روز بر خود می پیچد و هزار آزمون آزموده شده را دوباره می آزماید و کوره راهی که انتهایش بن بست است را شتابان طی می کند.
تلاقی نیاز عمومی به اصلاحات اساسی، و امید و باور جمعی کثیر به تبلور این تغییر از طریق صندوق های رای وقتی با عهدشکنی مواجه شد، به جنبشی مردمی بدل شد که رشد کرد و سبز شد. این جنبش اگر چه نتوانسته در کوتاه مدت مطالبه تاریخی ملت ایران را، که همانا آزادی و دموکراسی است، به فعلیت بدل کند اما دستاوردهای بزرگ و ستودنی بسیاری را تا به امروز به همراه داشته است. به طوری که حتی اگر همه دستاورد جنبش سبز به همین موارد ختم شود خود امری سترگ و ستودنی خواهد بود. همبستگی ملی در شرایط از هم گسیختگی اجتماعی، یک دوره تجربه همگانی تلاش مسالمت آمیز و خلق راه های بدیع مقاومت مدنی، فراگیر شدن مطالبات عمومی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و...، نزدیک شدن نظرات عمومی مردم، روشنفکران و سیاستمداران در خصوص شناسایی مشکلات موجود و راه حل آن ها، فرو ریختن خط قرمزها و دیوارکشی های تصنعی که در جهت تفرقه عمومی دامن زده می شدند و بسیاری دستاوردهای بزرگ دیگر.
جنبش سبز در پی سرکوب های شدید دچار سکوت شده است. این سکوت به معنای سکون و فقدان و نابودی این جنبش نیست. جنبشی که زاییده مطالبه ای همگانی است با سرکوب از بین نمی رود. تا آن مطالبات پابرجاست جنبش سبز مردم ایران نیز زنده است و به حیات خود ادامه می دهد. پرهیز از تلف کردن پتانسیل های موجود زیر چکمه سرکوب و بی پروا به دامان حوادث زدن خود نمایانگر رشد و بلوغی است که بر پیکره جنبش سبز حاکم است. این سخن البته به این معنا نیست که چشم را بر واقعیات موجود ببندیم و سرخوش در عوامل رویا سیر کنیم. جنبش سبز امروز نسبت به روزهای نخستین پس از انتخابات، در بعضی شئون به علل مختلف تضعیف شده است. در این مقطع بر خبرگان و روشنفکران همراه این جنبش است که دست به بازنگری و بازسازی ساختارها و استراتژی آن بزنند. همچنین بایستی در پی خلق شیوه های نو جهت ایجاد پیوند با اقشار مختلف جامعه بود.
در این میان دانشگاه ها به مثابه بخشی از پیکره اجتماع به تبع دیگر بخش های آن، متاثر از فشارها و سرکوب های شدیدی که همه روزه بر پیکره کاردآجین شده آن وارد می آید، روزهای سختی را صبوری می کند. آنان که دشمن دانش و دانشگاه هستند بر مصادر امور تکیه زده اند. روزی یکی از عدم نیاز به رشته های علوم انسانی سخن می گوید، دیگری از عدم پذیرش دانشجو و دیگری سودای با خاک یکسان کردن دانشگاه را در سر می پروراند. و چه ساده لوحانه این خیالبافی های کودکانه را بر زبان می آورند تا به عنوان وزیر و معاون نامشان میان بدنامان تاریخ علم و آگاهی برای همیشه ماندگار شود. دانشگاه همان گونه که پیش از این هم نشان داده بر ذات خود استوار می ماند. حتی اگر چند صباحی استاد و دانشجو و کتاب و درس و مشقش را با هرزه گری های ایدئولوژیک بفرسایند. مگر دیگر بار، آن هم با شدتی و حدتی بسیار فراتر از این، دست به تصفیه دانشگاه نبردند و عاقبت کار را همه دیدند و دیدیم. چه این که این بار اتفاقات تراژیک گذشته به شکل کمدی در حال اجراست.
حرکت های حق طلبانه، مدنی و شناسنامه دار دانشجویی در طول یک سال اخیر با سرکوب شدید نهادهای امنیتی و نظامی مواجه شده است. سرکوبی که باز نمایانگر تلاش برای بستن یکی دیگر از منافذ تنفسی جامعه است. در این میان غالب دانشجویان که همواره ظرف فعالیت های سیاسی-اجتماعی خود را فضای علنی دانشگاه و تحت شعارها و مطالبات مشخصی تعریف کرده بودند در حال بازتعریف و اتخاذ استراتژی های جدید برای فعالیت هستند. سال تحصیلی که اکنون در آستانه آن قرار داریم برای فعالین دانشجویی سال بازتعریف فعالیت ها و تدوین استراتژی های جدید فعالیت است. در این سال در صورت تداوم سیاست سرکوب از طرف حاکمیت، فعالیت های دانشجویی در شکل و قالب های گذشته کمتر قابل اتکا است و نقش و جایگاه تشکل های شناسنامه دار در فعالیت های دانشجویی نیازمند بازنگری است.
جنبش دانشجویی به مثابه یک جنبش آزادیخواه که طالب دموکراسی، رعایت حقوق همگان، پاسخگویی حاکمان، به رسمیت شناخته شدن سبک های مختلف زندگی و آزادی های اجتماعی است، چونان رودی راه خود را علیرغم سنگ های خارای سرکوب که سد راهش شده و می شوند میابد و آن را تداوم می بخشد. رودخانه جنبش دانشجویی به مقتضای مسیر، سطح و عمقش در یک مقطع پرشور و پرحرارت و در مقطعی دیگر آرام در حرکت است. دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها اگر چه در یک سال گذشته متحمل سنگین ترین فشارها و سرکوب ها بوده اند و  احکام صادره برای دو عضو شورای مرکزی این تشکل، بهاره هدایت و میلاد اسدی، خود گویای میزان حساسیت اقتدارگرایان بر این نهاد مدنی است، اما تمام تلاش خود را کرده و می کند که همچنان حضور و نقش خود را در جنبش پرافتخار دانشجویی ایران حفظ کنند و تداوم بخشند.
شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن تبریک آغاز سال جدید تحصیلی 89-90 به تمامی دانشجویان و اساتید بر خود لازم می داند که بر ایستادگی و پایمردی زندانیان سیاسی خصوصا دانشجویان و اساتید در بندی که تاوان آزادیخواهی و حق طلبی خود را می دهند درود بفرستد. بهاره هدایت، میلاد اسدی، مجید توکلی، ضیا نبوی، علی ملیحی، مهدیه گلرو، مجید دری، یاسر ترکمن، نیما نحوی، علی پرویز، کوهیار گودرزی، ارسلان ابدی، نادر احسنی، صدرا آقاسی، محمد پورعبدالله، سینا گلچین و ده ها دانشجوی زندانی دیگر در کنار آقایان محسن میردامادی، داوود سلیمانی و دیگر اساتید در بند به همراه اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت آقایان علی تاجرنیا، عبدالله مومنی، علی جمالی، حسن اسدی و همچنین زندانیان سیاسی چون دکتر احمد زیدآبادی، مهندس کیوان صمیمی، بهمن احمدی عمویی، منصور اسانلو و بسیاری دیگر امروز از جمله سرمایه های جنبش آزادیخواهی ایران زمین اند. در این میان بایستی جای خالی یاران دبستانی دیگری که در این مدت به تیغ کین جان باختند و یا به تیغ حذف و ستاره دار شدن گرفتار آمدند و ناجوانمردانه از ادامه تحصیل بازماندند هم اشاره کنیم.

به این امید سال تحصیلی جدید را آغاز می کنیم که در آینده نزدیک جنبش آزادیخواهی مردم ایران شاهد آزادی را در آغوش بکشد، به این امید که یاران و اساتید در بندمان را به زودی در کلاس های درس در کنار خود ببینیم، به این امید که دوباره در کلاس هی درس اساتید خبره ای که اخراج و یا بالاجبار بازنشسته شده اند شرکت کنیم، به این امید که کلیه دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل حق خود را بازیابند.
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم/ وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را/ گر ذره‌ای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می/ دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم/ گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
شورای تهران
دفتر تحکیم وحدت
3 مهرماه
1389
به گزارش دانشجونیوز

سينا گلچين به زندان اوين بازگشت

سينا گلچين دانشجوي 22 ساله دانشگاه آزاد تهران مركز پس از عدم تمديد مرخصي دو هفته اي صبح امروز شنبه به زندان اوين بازگشت. سينا گلچين از بازداشت شدگان 6 دی 88 كه در دادگاه علني متهمين عاشورا به 8 سال و نيم حبس تعزيري محكوم شده بود كه اين حكم در دادگاه تجديد نظر به 4 سال و نيم تقليل يافت، وی پس  از  تماسی که امروز با دادستانی داشت به دلیل عدم تمدید مرخصی خود را به زندان اوین معرفی کرد.
گفتني است حكم سينا گلچين پس از عفو رهبر جمهوري اسلامي در خردادماه گذشته به دو سال و سه ماه تقليل يافته بود.

اين درحاليست كه گلچين در شرايط روحي مناسبي قرار ندارد‬.
خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا"

پیمان عارف در آغاز سال تحصیلی به دادسرای اوین احضار شد

خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا
امروز و در تماس تلفنی فردی ناشناس که خود را مامور دادسرای شهید مقدس (دادسرای مستقر در زندان اوین) معرفی می‌کرد، پیمان عارف به این دادسرای امنیتی فراخوانده شد.
فرد تماس گیرنده هیچ توضیحی در مورد علت این احضار نداده است ؛ گمان می‌رود احضار این فعال باسابقه دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل که در ماههای اخیر و پس از تحمل قریب به یک سال حبس، از زندان اوین آزاد شده است ،به آغاز سالتحصیلی جدید دانشگاهها مرتبط بوده باشد.پیشتر این فعال دانشجویی، در سال ۸۴ و با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد به عنوان نخستین دانشجوی ستاره دار در پایان دوره کارشناسی ارشد و آغاز دکتری در دانشکده حقوق دانشگاه تهران از تحصیل محروم شده و پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ نیز در حالیکه در حال انجام خدمت وظیفه در شهر رشت بود، به ناگاه در پادگان محل خدمتش مورد حمله و بازداشت نیروهای امنیتی قرار گرفته بود.
گفتنی است این فعال حق تحصیل پس از قریب به یک سال در بهار گذشته به دلیل وخامت شرایط جسمانی اش با اخذ وثیقه بطور موقت و مشروط جهت مداوا از زندان آزاد شد.

ضرب و شتم دانشجويان دانشگاه آزاد رشت توسط انتظامات و حراست دانشگاه

روز شنبه سوم مهرماه با بازگشايي دانشگاه آزاد رشت انتظامات دانشگاه به دستور حراست از ورود دانشجويان پسری كه لباس هاي آستين كوتاه بر تن داشتند و دانشجویان دختري که به گفته مسؤولين حراست پوشش نا مناسب داشتند ممانعت به عمل آورد. این در حالی بود که هیچ گونه اعلام قبلی و اطلاع رسانی قبلی در این رابطه صورت نگرفته بود.اين برخورد انتظامات دانشگاه موجب آن شد تا تعداد بسيار زيادي از دانشجويان در مقابل درب ورودي دانشگاه به عدم ورود خود به دانشگاه اعتراض كنند كه در این هنگام انتظامات دانشگاه شروع به ضرب و شتم دانشجويان به منظور پراکنده کردن آن ها و جلوگيري از ورود آنان به دانشگاه می نماید.
هنگامي كه انتظامات دانشگاه نتوانست مانع دانشجويان براي ورود به دانشگاه شود. نيروي انتظامي در مقابل دانشگاه مستقر شد و دانشجويان را پراكنده كرد. و ساعت ها بر ورود و خروج دانشجويان نظارت ميكرد.گفتني است که ضرب و شتم دانشجويان توسط انتظامات و حراست در دانشگاه آزاد بارها تكرار شده و امری مسبوق به سابقه می باشد تا آنجا که در بسیاری از موارد نیز مسئولان دانشگاه اجازه ورود نيروي انتظامي به درون دانشگاه را مي دهند.برای مثال میتوان از، برخورد های صورت گرفته در دانشگاه هاي آزاد واحد تهران مركز (مجروح شدن بيش ۱۰ نفر)، واحدمشهد (مجروح شدن بيش از ۲۰ نفر)، واحد تهران جنوب (حبس و ضرب و شتم دو تن از دانشجویان)، واحد رودهن (ضرب و شتم یک دختر دانشجو در خیابان توسط عوامل انتظامات)، واحد کرج و واحد شهركرد و ... نام برد
.بنابر گزارش ارسالی به دانشجونیوز

Saturday، September 25

صدور احکام انضباطی جدید برای فعالین دانشجویی و پلمپ تشکل های دانشجویی دانشگاه علوم و فنون بابل

در آغاز سال تحصیلی جدید، کمیته انضباطی دانشگاه علوم و فنون بابل برای چند تن از فعالین دانشجویی این دانشگاه احکام مختلف انضباطی صادر کرده است. این احکام بدون احضار به کمیته انضباطی و چند روز پیش از آغاز سال تحصیلی جدید به آنان ابلاغ شده است. کمیته انضباطی دانشگاه علوم و فنون بابل طی احکامی ۵ فعال دانشجویی این دانشگاه را هر یک به یک ترم تعلیق با احتساب سنوات و ۱۲ تن دیگر از فعالین دانشجویی این دانشگاه را به یک ترم تعلیق به صورت معلق تا پایان دوران تحصیلی و توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم کرد.همچنین

حمله شبانه دو بسیجی به یک دانشجوی دانشگاه تهران

یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه قدس واقع در خیابان قدس، پنج شنبه شب هفته گذشته ۲۵ شهریور ماه، در حین بازگشت به خوابگاه در حوالی ساعت ۱۰ شب در کوچه خوابگاه مورد حمله دو فرد ناشناس قرار گرفته و به شدت مضروب شده است. به گفته شاهدان، یکی از افراد ضارب چفیه بر گردن داشته است و در جریان این حمله کیف و موبایل این دانشجو نیز ربوده شده است.یکی از شاهدان عینی این ماجرا به دانشجونیوز گفت که این دانشجو در مسیر بازگشت به خوابگاه حوالی ساعت ۱۰ با دو فرد ناشناس روبرو شده که به قصد ربودن کیف او به وی حمله ور شده و این دانشجو در صدد مقاومت برآمده و از ناحیه دست به شدت دچار جراحت شده است. به گفته دانشجویان ساکن خوابگاه های خیابان های اطراف دانشگاه تهران، علاوه بر آنکه یکی از ضاربان چفیه به گردن داشته است، این مسئله که معمولا پنج شب ها خیابان های اطراف دانشگاه تهران به منظور برگزاری نماز جمعه بطور کامل توسط نیروهای بسیج کنترل می شود، احتمال آنکه ضاربان از سوی نیروهای بسیجی باشند را قوت می بخشد.
از سوی دیگر بنا به گفته دیگر دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشجو هیچ گونه سابقه سیاسی نداشته است و احتمال اینکه این حمله با انگیزه های سیاسی صورت گرفته باشد، بسیار اندک است.
گفتنی است در پی این حادثه دست این دانشجو از چند ناحیه شکسته شده و چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
حمله به این دانشجو و ضرب و شتم و مجروح ساختن وی در حالی است که طی روزهای گذشته، دو مورد سوء قصد به جان دو پزشک متخصص و استاد دانشگاه صورت گرفته است که طی آن دکتر عبدالرضا سود بخش جان باخت و دکترسرابی نیز هم اکنون در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان تحت درمان قرار گرفته است.
دانشجونیوز

تبعید ضیاء‌الدین نبوی به زندان اهواز

خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا
ضیا‌ء‌الدین نبوی دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای دفاع از حق تحصیل بامداد روز پنج‌شنبه به زندان اهواز تبعید شد. ضیا‌ء‌الدین نبوی دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که به ۱۰ حبس تعزیری و تبعید به زندان شهر ایذه محکوم شده بود، با تغییر محل تبعید در طی روزهای گذشته به زندان مرکزی اهواز منتقل شد.
به گزارش خبرنگار رهانا، نبوی از دانشجویان محروم از تحصیل و عضو شورای دفاع از حق تحصیل است که در سال گذشته و در پی حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده بود. نبوی در دادگاه بدوی که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس محاکمه شده بود به ۱۵ سال حبس و تبعید به زندان ایذه محکوم شده بود.
حکم نبوی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ۱۰ سال حبس و تبعید کاهش پیدا کرده بود و وی تا کنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد. نبوی از جمله ۱۷ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین است که طی ماه گذشته به خاطر اعتراض به رفتار مسئولین زندان و حقوق قانونی خویش دست به اعتصاب غذا زده بود.
نبوی از تاریخ ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸ همراه با دختر عموی‌اش عاطفه نبوی بازداشت شده  و مدت‌ها در بندهای انفرادی زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی به سر می‌برد.
پایان پیام

دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز پلمپ شد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز طی حکمی از جانب هیئت نظارت دانشگاه، به دلیل آنچه که این هیئت انتساب به طیف علامه دفتر تحکیم وحدت می‌خواند، غیر قانونی اعلام شد و با حضور مامورین حراست دفتر انجمن اسلامی پلمپ شد.این حکم در حالی در ساعت ۱۰/۳۰ روز چهارشنبه، ۳۱ شهریور به دبیر انجمن اسلامی ابلاغ شد، که در نامه‌‌ی دیگری از جانب معاونت دانشجویی از وی خواسته  شده بود که تا ساعت ۱۴ آن‌روز نسبت به تحویل اتاق‌ها و اموال در اختیار آن تشکل اقدام نموده و همچنین مسئولیت نظارت و اجرای موارد فوق را چه در حضور و چه در غیاب دبیر انجمن به عهده‌ی او خوانده بود.
متن نامه‌ی هیئت نظارت: «احتراما، در اجرای نامه‌ی شماره 8858/81 مورخ 13/11/87 هیات محترم مرکزی نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان، پس از کسب اطلاع از مراجع ذیربط و بررسی مواضع آن تشکل در جلسه مورخ 22/6/89 هیات نظارت دانشگاه، انتساب آن تشکل به مجموعه‌ی غیر قانونی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) محرز شده و طبق مصوبه‌ی مذکور اقدام می‌گردد.
بدیهی است که تخلفات صورت گرفته برخی اعضا، از طریق مراجع ذیربط پیگیری می‌شود.»
افشین کشتکاری، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز ، در حالی که جمله‌ی پایانی نامه‌ی هیئت نظارت را تهدیدآمیز خواند، در این‌باره گفت: «انحلال انجمن اسلامی توسط هیئت نظارت، آنهم بدون ابلاغ هیچ اتهام کتبی به این تشکل و خواستن پاسخ انجمن اسلامی دانشجویان نسبت به اتهامات وارده و تصمیم‌گیری یکباره در مورد انحلال انجمن اسلامی مخالف نص صریح آیین‌نامه‌ی تشکلهای اسلامی بوده و اقدام هیئت نظارت از مرحله تصمیم سازی تا تصمیم‌گیری در مورد انحلال انجمن اسلامی داری تخلفات متعدد قانونی می‌باشد.» وی همچنین با تاکید بر رفتار غیر قانونی هیئت نظارت اذعان داشت: « خواستار اتخاذ مشی قانونی از سوی هیئت نظارت دانشگاه هستیم و حقوق قانونی خود را برای ادامه فعالیت پیگیری خواهیم کرد.»
سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز در ادامه گفت: «هیئت نظارت دانشگاه که مجوز برگزاری سومین نشست سالیانه و انتخابات شورای مرکزی را قبل از انتخابات ریاست جمهوری برای بعد از انتخابات صادر کرده بود، هیچگاه به قول کتبی خود عمل نکرد و عملا از مهرماه سال گذشته اجازه‌ی فعالیت‌های برون تشکلی، با وابسته خواندن انجمن اسلامی به دفتر تحکیم وحدت و اتهامات دیگر از این تشکل گرفته شد و در بسیاری از زمینه‌ها بودجه‌ی انجمن اسلامی قطع شد. اتهاماتی که علی‌رغم پیگیری انجمن اسلامی هیچگاه بصورت کتبی به این تشکل ارائه نشد. و اکنون با تغییر ریاست دانشگاه در مردادماه گذشته، به یکباره انجمن اسلامی منحل اعلام شد. »وی ضمن عنوان این نکته که از دی‌ماه سال گذشته اداره‌ی انجمن اسلامی با تشکیل شورای عمومی به شورای موقت تحویل داده شد، اضافه کرد: «پس از غیر قانونی دانستن  دفتر تحکیم وحدت از جانب وزارت علوم، انحلال انجمنهای اسلامی با ترفند وابسته خواندن تشکل به دفترتحکیم وحدت پرکاربردترین حربه‌ برای برخورد با انجمن‌های اسلامی و حذف صدای منتقد این تشکلها بوده است.»
 به گزارش دانشجونیوز

Thursday، September 23

دکتر شیروی، رئیس اسبق دانشگاه جندی شاپور دزفول آزاد شد

بعد از گذشت سی روز از بازداشت امیر حسین شیروی، رئیس اسبق دانشگاه جندی شاپور دزفول و عضو هیت علمی آن دانشگاه و تلاش مداوم دانشجویان و همکاران در جهت آزادی وی، این استاد دانشگاه روز ٣۰ شهریور ماه از زندان آزاد شد.شیروی، همچنین از فعالین سیاسی استان خوزستان و از مسئولان ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود، که سال گذشته نیز، یک هفته بعد از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت و بعد از چندی آزاد شده بود.
این استاد دانشگاه بامداد یکشنبه ٣١ امرداد ماه ۸۹ در منزلش در شهر دزفول، به دلایل نامعلومی بازداشت گردید.
در همین رابطه کمپینی نیز جهت حمایت از وی و آزادی او توسط برخی دانشجویان و حامیان آغاز به کار کرده بود.
خانواده این استاد دانشگاه، روز دوم شهریور ماه موفق به دیدار وی شده بودند که این ملاقات در حضور مامورین انجام پذیرفته بود و امکان انتقال اطلاعاتی همچون نحوه بازجویی و شرایط بازداشت فراهم نگردید.
شیروی دارای دکترای مکانیک از کانادا بوده و چند دوره به عنوان استاد نمونه دانشگاه چمران انتخاب شده بود.
وی همچنین در سال ۸۱ موسسه‌ای را با نام «گفتگوی اندیشه» در شهر دزفول تاسیس کرد که جلسات و سمینارهایی در زمینه مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و کلاس‌هایی با موضوعات فلسفی و جامعه‌شناسی برای علاقه‌مندان در این شهر برگزار می‌کرد که طبق اخبار رسیده این موسسه هم پس از بازداشت وی پلمپ شد.
جـــرس

دوربين هاي مداربسته وشنود در دانشگاه اميركبير مانع از شعارنويسي هاي دانشجويان نشده است

دانشگاه امير كبيربا كار گذاري دوربين هاي مداربسته و همچنين گذاشتن شنود براي استادان سياسي باعث آزار دانشجو يان مي شوند, اما عليرغم اين محدوديت ها دانشجويان در سرويس ها و همچنين در نقاطي كه دوربين نيست شعار نويسي مي كنند.
در اين دانشگاه با راه انداختن انجمن اسلامي, بسيجي ها و لباس شخصي ها را كه عضو اين انجمن هستند , براي شناسايي دانشجويان وارد تجمعات مي كنند . رئيس اين انجمن اسلامي حجت علم دوري است. 

 به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــر

احضار عباس حکیم زاده به دادسرای زندان اوین در آستانه سال جدید تحصیلی

عباس حکیم زاده، فعال دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، در آستانه بازگشایی دانشگاه ها به دادسرای زندان اوین احضار شد. علت این احضار اعلام نشده است.حکیم زاده پیش از این ۳ مرتبه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است. وی آخرین بار در آستانه ۱۶ آذرماه سال گذشته بازداشت شد و بیش از یک ماه در بند ۲۰۹ در سلول انفرادی به سر برد. علت آخرین بازداشت وی مهار فعالیت های دانشجویی در آستانه روز دانشجو و جلوگیری از برگزاری انتخابات سالانه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود. این فعال دانشجویی در بازداشت بار دوم به مدت بیش از ۴ ماه و نیم در بازداشت موقت به سر برد که از این مدت، ۱۲۱ روز به صورت ممتد در سلول انفرادی نگه داری شذ است. وی سرانجام با قرار وثیقه ۴۰۰ میلیونی از زندان آزاد شد.
فرد تماس گیرنده از دادسرای زندان اوین به خانواده این عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اعلام کرده که وی باید در اسرع وقت خود را معرفی کند. او ادعا کرده در غیر این صورت اتهامات عباس حکیم زاده سنگین تر خواهد شد. همچنین چند روز پیش از این یکی از نیروهای امنیتی که خود را بازجوی این فعال دانشجویی معرفی کرده با تماس با یکی دیگر از اعضای خانواده وی، ادعاهای مشابهی را مطرح کرده است.در آستانه سال تحصیلی جدید تعداد زیادی از فعالین دانشجویی، خصوصا ساکنین کوی دانشگاه تهران، به مراکز امنیتی و قضایی احضار شده اند که جمعی از آن ها پس از مراجعه بازداشت شده اند. هم اکنون میلاد اسدی و بهاره هدایت، دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با محکومیت سنگین ۷ سال و ۹ سال و نیم حبس نزدیک به یک سال است که در زندان اوین به سر می برند. همچنین مجید توکلی و یاسر ترکمن، از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، ماه هاست که در بازداشت هستند. عباس حکیم زاده عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و دبیری سیاسی این مجموعه را در کارنامه خود دارد.
به گزارش دانشجونیوز

Wednesday، September 22

بازنشستگی یک استاد پس از ۲۳ سال تدریس در دانشگاه تهران

دکتر محمد خوش چهره اقتصاددان پس از گذشت 23 سال سابقه تدریس در دانشگاه تهران به جمع اساتید بازنشسته پیوست که حکم بازنشستگی این استاد دانشگاه تهران از اول مهر ماه شکل اجرایی به خود می گیرد.محمد خوش چهره دارای دکتری تخصصی توسعه و برنامه ریزی اقتصادی از دانشگاه Strathclyde انگلستان، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و چهره اقتصادی مجلس هفتم بود. این اقتصاددان در کنار فعالیت علمی به عنوان یک فعال سیاسی نیز شناخته شده و ریاست اصولگرایان مستقل مجلس در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت.
خوش چهره با گرایشات انتقادی در عرصه اقتصاد سیاسی از چهره های شناخته شده برای مخاطبان مناظره های اقتصادی است که از دو دهه قبل طرح گفتمان عدالت اقتصادی در رسانه را پیگیری کرده و در ردیف اقتصاددانان برتر کشور در زمینه اطلاع رسانی و نظریه های علمی معرفی شده است.
این اقتصاددان از اساتید شناخته شده درس "توسعه" در دانشگاههای مختلف است و بیش از 10 سال سابقه تدریس در دوره دکتری مدیریت استراتژیک دارد و علاوه بر دانشگاه تهران سابقه تدریس در دانشگاههای شهید بهشتی، امام حسین (ع)، الزهرا (س) و دانشگاه عالی دفاع ملی را نیز در کارنامه خود دارد.خوش چهره در کمیته تدوین استراتژی IPU در ژنو - بین المجالس (سازمان تجارت جهانی WTO) و اتحادیه جهانی مناطق آزاد (پردازش صادرات) WAEPZ عضویت علمی داشته و عضویت در کمیته نخبگان اقتصاد ایران و هیئت مؤسس انجمن اسلام و توسعه از سوابق وی است.سرپرستی مؤسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران، عضویت در شورای پژوهشی دانشگاه تهران، عضویت در شورای مرکزی پارک علمی و فناوری دانشگاه تربیت مدرس و عضویت در شورای سیاستگذاری پژوهشی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی از ظرفیتهای علمی پژوهشی این عضو هیئت علمی بازنشسته است.یک منبع دانشگاهی نزدیک به این اقتصاددان با تأیید خبر بازنشستگی خوش چهره به مهر گفت: "حتی اگر سابقه حضور دکتر خوش چهره در جنگ و فعالیت وی در نظام تربیتی کشور در زمان شهید رجایی را با سابقه استخدامی اش در دانشگاه تهران جمع کنیم باز هم سابقه اش به 30 سال نمی رسد."عبدالرضا سیف مدیرکل پیشین دفتر ریاست دانشگاه تهران که به تازگی از این مسئولیت کنار رفته است پیش از این در گفتگو با خبرنگار مهر از بازنشستگی 30 عضو هیئت علمی این دانشگاه خبر داده و گفته بود: 20 نفر از این اعضای هیئت علمی خودشان درخواست بازنشستگی کرده و 10 نفر دیگر طبق قانون بازنشسته می شوند.
وی ادامه داده بود: بازنشستگی این اعضای هیئت علمی قانونی و طبق روال اداری است و نه سیاسی چرا که هر عضو هیئت علمی که 30 سال سابقه خدمت داشته باشد طبق قانون بازنشسته می شود.
در تابستان امسال بسیاری از اساتید و روسای دانشگاه ها از کار برکنار و یا بازنشسته شدند.
به گزارش مهر

برخورد بد و بی ادبانه حراست دانشگاه آزاد تهران مرکز

برخی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز که برای بار اول وارد دانشگاه شده اند و به اصطلاح ترم اولی هستند از برخورد بد و زشت مسئولان حراست دانشگاه به شدت شکایت دارند .یکی از دانشجویان به خبرنگارآژانس ايران خبـــــــــــرگفت :” برخورد آقایان به صورتی است که گویی با یک مشت اجنبی و وطن فروش برخورد میکنند و ارث پدرشان را از ما طلب دارند.”
گفته میشود که به تمامی دانشگاهها به خصوص دانشگاه آزاد اعلام شده که از همین روز اول سخت گیری ها را در مورد پوشش و ظاهر دانشجویان بیشتر و بیشتر کرده و با دانشجویان برخورد جدی شود!
یکی دیگر از دانشجویان گفت : "روزی که نکوست از بهارش پیداست", از الان به آزار واذيت ما پرداخته اند تا ما فكر اعتراض راازسرمان دور كنيم . اما مگر ميشود دانشجو را ازاعتراض جدا كرد ؟”

 آژانس ايران خبـــــــــــر

بیانیه ٢٨ تن از دانشجویان دربند به مناسبت بازگشایی دانشگاه ها: یکدست سازی و به انقیاد کشیدن دانشگاه، پروژه ای شکست خورده است

دانشجونیوز: ٢٨ تن از دانشجویان دربند در زندان های اوین و رجایی شهر با انتشار بیانیه ای به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید اعلام کردند تلاش برای به انقیاد کشیدن و یکدست سازی دانشگاه، در قالب یک انقلاب فرهنگی جدید، پروژه ای پیشاپیش شکست خورده است.این دانشجویان دربند در بیانیه مشترک خود اعلام کرده‌اند که این بیانیه را برای کنش ارتباطی مشترک با فعالین دانشجویی منتشر کرده اند.
در حال حاضر دانشجویان بسیاری همچون میلاد اسدی و بهاره هدایت از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، مجید توکلی، شبنم مددزاده، علی ملیحی، کوهیار گودرزی، مهدیه گلرو، نیما نحوی، مجید دری و … در زندان های اوین و رجایی شهر در حبس به سر می برند.
دانشجویان در بیانیه مشترک خود گفته‌اند  "باید پذیرفت که روح حاکم بر جنبش دموکراسی خواهی نوین ایران، در دورترین فاصله ممکن نسبت به انگاره های ایدئولوژیک قرار دارد و به جای آنکه بخواهد جهان را به صورت ذهنیت خویش بتراشد، در پی تحقق آزادی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است". متن کامل این بیانیه مشترک دانشجویان به شرح زیر است:

برهنگان ره، از آفتاب جامه کنند...

١- در آستانه مهرماه و شروع سال تحصیلی جدید قرار گرفته ایم، البته با این تفاوت که این بار دانشگاه و دانشگاهیان، در متمایزترین شرایط نسبت به سال های پیشین قرار گرفته اند. شاید بتوان گفت که در ربع قرن گذشته، دانشگاه هیچگاه تحت چنین فشارهای طاقت فرسایی از سوی اقتدارگرایان نبوده است. سال نو تحصیلی این بار در حالی آغاز می گردد که بسیاری از فعالین دانشجویی ستاره دار و محروم از تحصیل گشته اند و بسیاری نیز تحت فشارهای سنگین فضای اجتماعی، سیاسی، اقدام به مهاجرت نموده اند. بسیاری از اساتید منتقد و دگراندیش اخراج شده اند و تقریبا تمامی نهادها و تشکل های مستقل دانشجویی، به تعطیلی کشانده شده اند. تعداد زیادی از روسای دانشگاه که گماشته همین وزارت علومند به دلیل عدم سرسپردگی کامل در بازه زمانی کوتاه عزل شده اند و با انتقال حق استخدام اساتید جدید و اعضای هیئت علمی از دانشگاه به وزارت علوم، آخرین نشانه های استقلال مدیریتی دانشگاه نیز در حال ناپدید شده است و بلاخره بسیاری از فعالین دانشجویی به مانند ما راهی زندان شده اند و اکنون مشغول گذراندن حبس های بعضا طویل المدت خویش اند. با همه ی این احوال و با وجود تلاش همه جانبه اقتدارگرایان برای تسخیر دانشگاه و به انقیاد کشیدن آن، باز هم در سال گذشته شاهد گسترش اعتراضات دانشجویی بوده ایم و قابل پیش بینی است که با بازگشایی دانشگاه ها در سال جاری نیز شاهد ادامه چنین اعتراضاتی باشیم. باید اعتراف کرد که حضور در زندان و به دور بودن از دیگر فعالین دانشجویی و هم دانشگاهیان، برای ما غمی غیر قابل انکار است اما تاکید کردن و پرداختن به آن نیز چاره گشا نبوده و درمانی برای دردهای ما به شمار نمی آید. به هر حال این دوری و دیری، ما دانشجویان دربند را بر این داشته است که برای پر کردن این خلا ارتباطی اقدام به نگاشتن این نامه و طرح نظرات خویش بنماییم تا به وساطت این نوشتار، کنش ارتباطی میان فعالین دانشجویی همچنان برقرار مانده و استمرار یابد.

٢- دانش ورزیدن شاید وثیق ترین و عمیق ترین پیوند را با مفهوم آزادی داشته باشد. اگر بپذیریم که رشد دانش و تکامل معرفت، از رهگذر آزادی بیان و مواجهه ی انتقادی آراء و نظرات میسر می شود. آنگاه تصدیق خواهیم کرد که دانشگاه به مثابه تجلی نهادین امر دانش ورزی، نمی تواند در غیاب آزادی های آکادمیک و استقلال نسبت به دیگر نهادهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی به حیات موثر خویش ادامه دهد. دانشگاه در ایران به عنوان نهادی که نزدیک به یک قرن از عمر آن می گذرد، جز در موارد اندک و بازه ی زمانی کوتاه نتوانسته است طعم شیرین استقلال از قدرت را بچشد و این مساله ای است که پس از انقلاب اسلامی و سیطره ی انگاره های ایدئولوژیک و بنیادگرایانه در نگاه به مقوله ی معرفت و دانش، به مراتب آشکارتر و عیان تر به نظر می رسد. غلبه نگاه ابزارانگارانه به دانشگاه در آموزه های انقلابی سبب گشت که دانشگاه به مفهوم ناب و مستقل خویش، هرگز مورد توجه نباشد و عیار و اعتبار آن نیز فقط در ظرفیت آن برای بسط ایدئولوژی انقلابی و تثبیت دولت اسلامی، مورد سنجش قرار گیرد. اگرچه پس از دوم خرداد ۷۶ و اصلاحات متاثر از آن تلاش های بسیاری برای تحقق استقلال دانشگاه از سوی وزارت علوم وقت و به پشتوانه مطالبات دانشگاهیان انجام شد، لیکن به واسطه موانع حقیقی و حقوقی بسیار، این مهم هرگز میسر نشد و سرانجام همین استقلال نسبی که رهاورد دوران اصلاحات بود در دولت ایدئولوژیک نهم و دهم، رنگ باخت و مخدوش گشت.

٣- دانشگاه در ایران از مهم ترین جلوه های عرصه عمومی می باشد، لذا نمی توان انتظار داشت که دانشگاهیان نسبت به مطالبات عمومی جامعه بی توجه بمانند. اگرچه دانشجویان به واسطه هویت دانشجویی خود، هرگز در پی نقش آفرینی حرفه ای در عرصه سیاست نبوده اند، لیکن به دلیل ضعف نهادها و تشکل های مدنی، غیاب رسانه های مستقل و آزاد و در کل فقر جامعه مدنی در ایران، بسیاری از کارویژه های این نهادهای واسط در طرح مطالبات جامعه و انتقاد از وضعیت موجود به دانشگاه انتقال یافته است.از سویی دخالت بلا انقطاع قدرت در دانشگاه و حضور نهادین سیاسی و حتی نظامی قدرت درون جغرافیای این نهاد علمی همواره دانشجویان را در وضعیتی حساس نسبت به مناسبات قدرت نگاه می داشته است. همراه با فرایند اصلاحات و انبساط حاصل از آن در عرصه عمومی این فرصت برای دانشگاه ایجاد شد که همه مطالبه ی تاریخی خود یعنی استقلال را پیگیری نماید و هم محل طرح بسیاری از مطالبات عمومی جامعه اعم از حقوق زنان، کارگران، اقلیت ها و به صورت کلی مطالبه دموکراسی گردد. چگونگی و چرایی همراهی دانشگاه با جنبش سبز مردم ایران را نیز دقیقا از همین منظر می توان به تحلیل نشست.حساسیت عرصه عمومی نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات و وقایع پس از آن چنان ابعاد وسیعی داشت که نمی توانست دانشگاه را متاثر نسازد. نگاهی اجمالی به شهدا و زندانیان جنبش سبز و میزان حضور دانشگاهیان در این میان، به خوبی میزان این تاثیر را آشکار می سازد، به گونه ای که حتی می توان اظهار کرد عاملیت این جنبش تا حد زیادی با دانشگاهیان بوده است. البته اقتدارگرایان نیز ثابت کردند که به این تاثیرگذاری توجه داشته اند و حتی آن را پیش بینی می کرده اند و این التفات را قبل از هر چیز در حمله وحشیانه و جنایت بار به کوی دانشگاه در شامگاه ۲۴ خرداد ۸۸ به نمایش کشیدند.

٤- بدون تردید اساسی ترین و بنیادی ترین سیاست وزارت علوم در دولت احمدی نژاد مطیع سازی و وابسته سازی دانشگاه بوده است. پروژه هایی مانند ستاره دار کردن دانشجویان، اخراج و یا بازنشسته نمودن پیش از موعد استید منتقد و دگراندیش، برخورد چکشی با فعالین دانشجویی در قالب صدور احکام سنگین انضباطی، اعمال سهمیه بندی جنسیتی در کنکور سراسری، تغییر ساختار مدیریتی دانشگاه و سلب حق استخدام اساتید جدید و اعضای هیئت علمی از دانشگاه تلاش برای تغییر محتوای علوم انسانی به بهانه اسلامی کردن دانشگاه، تلاش برای اعمال تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و... همه و همه نشان از این دارد  که وزارت علوم در پی انقلاب فرهنگی جدیدی، البته به گونه ای نرم و تدریجی در دانشگاه است. دولت مستقر نشان داده که می کوشد با دخالت در ترکیب جمعیتی دانشگاهیان، وابسته سازی و سلب استقلال از مدیریت دانشگاه و تغییر در محتوای علوم، کارویژه ی دانشگاه را به صورت بنیادی دگرگون کند و آن را از نهادی دانش محور و آزادی خواه به نهادی ایدئولوژیک و سرکوبگر تبدیل نماید و این نیت بیش از هر چیز در سخنان وزیر علوم آشکار است که چندی پیش و در دانشگاه علم و صنعت، تلویحا اشاره کرد که دانشگاهی که مطابق میل حاکمیت نباشد را باید با خاک یکسان کرد. اگرچه باید تصدیق کرد که کامران دانشجو و سلف بر حقش محمد مهدی زاهدی، در حد توان برای پیشبرد ایده ی "با خاک یکسان سازی دانشگاه" کوشیده اند اما نکته بسیار مهم در صحبت های ایشان، قرابت بسیار زیاد نگاه وی با نهادهای نظامی و شبه نظامی است که در تیرماه ۷۸، خرداد۸۲ و خرداد ۸۸ با حمله به دانشجویان آن جنایات را رقم زدند. با این قرابت فکری شاید دور از تصور نباشد روزی که کامران دانشجو را در هیئت نیروهای شبه نظامی ببینیم، آن گاه که به جمع دانشجویان حمله می برد تا سلاخی شان کند و البته به خیال خود دانشگاه را نیز به تلی از خاک بدل سازد.

۵- تلاش برای به انقیاد کشیدن و یکدست سازی دانشگاه، در قالب یک انقلاب فرهنگی جدید، پروژه ای پیشاپیش شکست خورده است. ابتدا به این دلیل که دانشگاه خود نهادی مدرن است و علم مدرن در بطن خویش و روش شناسی حاکم بر آن، حاوی آموزه های دموکراتیک است و گریز از این آموزه ها همانقدر ممکن است که دوری و دشمنی با علوم جدید محتمل می باشد. از سویی ساختار اجتماعی جامعه امروزین ایران به گونه ای است که دیگر آموزه های ایدئولوژیک را بر نمی تابد. جنبش سبز نشان داد که از اولویت های اصلی انسان ایرانی، تغییر در سبک زندگی است. باید پذیرفت که روح حاکم بر جنبش دموکراسی خواهی نوین ایران، در دورترین فاصله ممکن نسبت به انگاره های ایدئولوژیک قرار دارد و به جای آنکه بخواهد جهان را به صورت ذهنیت خویش بتراشد، در پی تحقق آزادی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، تا بتواند آنگونه که می خواهد بزید، آنطور که می اندیشد سخن گوید و به آن شیوه ای که می پسندد معاش کند. تغییرات جامعه ایرانی که با تولد جنبش سبز رخ عیان نمود، نشانه های بسی بیشتری از یک تغییر اجتماعی و فرهنگی صرف را به نمایش گذارده و بیشتر به تحولی تاریخی و تمدنی می ماند که عبور بخش عظیمی از جامعه ایرانی را از زیست سنتی و جغرافیا محور به زیستی مدرن و جهان وطنی نوید می دهد. گذاری که به نظر می رسد هیچ حاکمیت سیاسی خشن و ایدئولوژیکی را در درازمدت، یارای مقاومت در برابر آن نیست...
۳۱ شهریورماه ١٣٨٩
٢٨ دانشجوی در بند
در زندان های اوین و رجایی شهر

رييس دانشگاه علامه طباطبايی: بازنگری رشته‌های علوم انسانی در دستور كار دانشگاه قرار دارد

رييس دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه تعداد زياد دانشجويان رشته‌هاي علوم انساني و تربيت نيافتن آنان براي بازار كار مي‌تواند از علل مشكلات اشتغال فارغ التحصيلان باشد، گفت: ما با جديت، بازنگري تمام دروس را بر اساس متدها و روش‌هاي جديد در سطح دنيا و ايران در دستور كار كليه گروه‌ها و مجموعه‌هاي علمي دانشگاه قرار داده‌ايم.صدرالدين شريعتي در گفت‌وگو با ايسنا، در رابطه با تغييرات و بازنگري برخي رشته‌هاي علوم انساني، با بيان اينكه ما احتياج به مطالعه جدي در اين زمينه داريم، افزود: پس از مطالعات، برخي دروس قطعا بايد اصلاح و برخي عناوين بايد تغيير يابند يا محتواي برخي متفاوت شود.
وي با بيان اينكه هيچ نظري در مورد اصلاح و حذف رشته‌ها وجود ندارد، اظهاركرد: تمام رشته‌ها دائم العمر نيستند و هر رشته‌اي قابليت اصلاح و جابجايي دارد.
شريعتي با اشاره به جابجايي رشته‌ها از نظر علمي در اثر پيشرفت علم و انجام مطالعات جديد، تصريح كرد: در رشته‌هاي فني مهندسي و غيره نيز عناوين تغيير پيدا مي‌كنند؛ اما اشكال كار اين است كه ما متخصص كار نيستيم.
وي ادامه داد: مطالعات تحقيقاتي در مورد رشته‌ها در دانشگاه علامه در حال انجام است و تا زمان اتمام كار، نتيجه‌اي اعلام نمي‌شود و بايد پس از طرح در شوراها  و جلسات متعدد توسط مراجع علمي، بررسي و نتيجه گيري مي‌شود.
جدلها بر سر علوم انسانی و تغییرات در آن، بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری در سال گذشته، شدت بیشتری بخود گرفت، بطوریکه اخیرا خبرهای از کلید خوردن تدوین کتاب‌های جدید رشته های علوم انسانی منطبق بر مبانی اسلامی منتشر شد.

Tuesday، September 21

سه تن از اساتيد دانشگاه علامه اخراج شدند

سه تن از اساتيد دانشگاه علامه به نامهاي دكتر پاشا, سالارزاده و دكتر توفيق اخراج شدند، دانشجويان اين دانشگاه از اين موضوع بشدت ناراضي هستند و اغلب در صحبتهاي خود با ساير دانشجويان در پي يافتن راه چاره ايي براي بازگردانيدن اين اساتيد به دانشگاه هستند و بين خود پيشنهاد تجمع كرده اند.
آژانس ايران خبــــــــر

در رتبهبندى جهانى, رتبه دانشگاه تهران بارديگر سقوط كرد

رتبه دانشگاه تهران بارديگر سقوط كرد .
به دنبال سقوط مداوم سطح علمى و آموزشى دانشگاههاى ايران در ديکتاتورى آخوندى، دانشگاه تهران بار ديگر سقوط کرد و نه تنها در ليست ۲۰۰دانشگاه برتر جهان جا نگرفت، بلکه در رتبهبندى دانشگاههاى سطح پايين نسبت به سال گذشته باز هم پايينتر رفت و به رده ۴۰۱ سقوط کرد.
به گزارش خبرگزارى حکومتى مهر دانشگاه تهران که سال گذشته در اين رتبهبندى جهانى رتبه ۳۶۸ را به دست آورده بود، در رتبهبندى سال ۲۰۱۰ پايگاه QS، در ميان دانشگاههاى گروه ۴۰۱ تا ۴۵۰ قرار گرفته و امتياز کلى آن 25.91 ذکر شده است.
بنابه همين گزارش، دانشگاه صنعتى شريف نيز در رده ۵۰۱ قرار دارد. ديکتاتورى آخوندى بهمنظور تحت کنترل قرار دادن دانشگاههاى کشور، بهطور مستمر دانشگاهها را از استادان زبده تصفيه و به جاى آن مشتى آخوند بىسواد و عوامل بسيج و سپاه را تحت عنوان استاد در دانشگاهها مىگمارد که از جمله نتايج آن، بىاعتبار شدن مدارک تحصيلى فارغالتحصيلان و سقوط مداوم در رتبهبندى دانشگاههاى جهان است. 

آژانس ايران خبر

محکومیت فرشاد دوستی پور به دو سال زندان تعزیری

فرشاد دوستی پور از فعالین سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی همدان وفعال دانشجویی کرد به دو سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم توسط شعبه ٢۸ دادگاه انقلاب و به اتهام اقدام علیه امنیت برای وی صادر شده است.فرشاد دوستی پور عضو کمیته اقوام دفترتحکیم وحدت، پس از سخنرانی در مراسم ١۶ آذر سال ١۳۸۶ در دانشگاه تهران بازداشت و مدت ٢ ماه را در بند ٢٠٩ زندان اوین گذرانده بود. همچین پس از انتخابات ٨٨ ریاست جمهوری به واسطه فعالیتهای فرشاد دوستی پور در شورای مرکزی ستاد دانشجویی کروبی، پرونده وی مجددا به جریان افتاد ودر نهایت قاصی مقیسه اخیرا این حکم را به آقای نیک بخت وکیل ایشان ابلاغ نمود.این فعال سابق دانشجویی همدان همچنین پرونده مفتوح دیگری در دادگاه انقلاب ایلام به واسطه پوشش رسانه ایی اعتراضات به کشتار سه نوجوان معترص به وقایع  و تخلفات سازمان یافته صورت گرفته در انتخابات مجلس هشتم در شهرستان ایلام دارد.
به گزارش دانشجونیوز


نامه جمعی از دانشجویان دزفولی به استاد در بندشان

با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت امیر حسین شیروی، رئیس اسبق دانشگاه جندی شاپور دزفول و عضو هیت علمی آن دانشگاه، جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد دزفول و دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، با نگارش نامه ای حمایت خود را از استاد در بند آن دانشگاه اعلام کردند.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:

به نام خدای بزرگ، خدای آزادگان، خدای بندگان، و خدای آزادگانِ در‌بند...
برای دکتر شیروی، استاد خوبی‌ها،
که سلامتی، طول عمر و آزادی اش را از درگاه پروردگار مهربان می‌خواهیم.
هرکس کلمه ای به من بیاموزد، مرا بنده‌ی خویش ساخته.
(مولای متقیان، علی علیه السلام)
و چه نیکوست که حق استاد بدانیم و قدرش بشناسیم.
و چه درد بزرگیست دانستن و چه رنجی ست فهمیدن و چه سخت است شناختن و چه بعید است خاموش ماندن!
درد را اگر  به نظاره بنشینی، سوختن هم ندانی آب می شوی...
دردِ همیشه ی آدم ها، درد نشناختن؛
نشناختنِ قدرها و ارزش‌ها
از قدرِ آموختن، ارزشِ دانستن،سوختن و افروختن، تا قدرِ اندوختن...
و نه اندوختنی که مرهمی باشد و سودی برای تو! که باری باشد ورنجی بر رنج هایت که دانستی.
و تو که اینجایی آمدی که بدانی، آمدی نه برای اینکه حقی را ادا کرده باشی که اینجا کم از کلاس درس نیست.
به اینجا آمدی که باز هم حق دیگری بر گردنت باشد که نیک می‌دانی هر دانستنی را حقی ست بر گردنت.
بدانی ادای حقی که بر گردن داری آسان نیست.
ساده می گویم و سخن کوتاه تر می کنم؛
در عمر اندکی که داریم اندکند تابندگانی که یادشان تا ابد از یادمان نخواهد رفت و نمی تواند برود که بنده‌ی ایشانیم و شایسته نیست بنده‌ای را که آموزگار خویش از یاد ببرد!
و این اندک بزرگان، نیک که بنگری در زندگانی هر انسانی یافت می‌شوند.
ولی بسیار کم اند افرادی که در زندگانی، بزرگوارانی را ملاقات می‌کنند که از سر تواضع چنانند که بخواهی هم نمی‌توانی در کنارشان که هستی قدر ایشان بشناسی.
آنقدر متواضع که بخواهی هم نمی‌توانی بفهمی در محضرشان که هستی چه سعادتی نصیب تو شده، که چشمانشان از حضور تو چنان درخششی دارد که به واقع درمیابی اوست که سعادتمندی را با تمام وجود حس می کند...!!!
آنقدر متواضع اند که شاید هیچ گاه نفهمی که اساتید سرشناسی که به دانشگاه ناشناخته‌ی تو آمدند، او را می‌شناختند! دانشگاهی آنقدر ناشناخته که نیمی از مردمان شهرش هم از وجود آن بی اطلاع بودند!!!
و آنقدر بزرگوار که اگر اینجا نبودی شاید هیچ گاه نمی‌فهمیدی، که چه جایگاهی می‌توانست داشته باشد اگر دانشگاه تو را رها می‌کرد و همچون هم قطارانش دعوت بهترین دانشگاه‌های کشور را می‌پذیرفت. که سرنوشت دانشگاه تو بدون حضور او و اساتید بزرگی همچون او معلوم نیست که چگونه می‌بود!
که سرنوشت تو و خیلی ها بی‌وجود او معلوم نبود که چگونه می‌بود.
که شاید ندانی چند نفر، چقدر از ایمانشان را مدیون وجود اویند.
که شاید ندانی چه کسانی هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال با او به درد دل و مشورت می نشینند و سفره ی دلشان را،که قفل بر آن زده بودند(!)، پیش او باز می کنند.
که او را محرم خود می دانند و شایسته ی شنیدن و مشورت کردن، و چه حق است این دانستن! که اگر فقط یکبار او را و لبخندش را دیده باشی تو نیز جز او را شایسته ی این مقام نخواهی یافت!!!
و شاید باز هم ندانی که اگر مجال بود و تو را فرصت خواندن، به قدر تمام کتاب هایی که در عمرت خواندی اگر از نیکی ها و مهربانی ها و تواضع و بزرگواریش بگویم، کم گفته ام. که اگر کوه بودی و از درد هایش می‌شنیدی صبر نمی توانستی! دردی که بزرگمرد مردان علی علیه السلام به قعر چاهش می‌برد که نهیبش گوش فلک را کر نکند!!!
و حال درد را به نظاره نشستن بیهودگی ست، که اگر امروز فرصت همراهی را از دست دادی شاید هیچ گاه فرصتی برایت نباشد.
ما اینجاییم، برای اظهار بندگی
اینجاییم برای اثبات قدر شناسی خود
اظهار قدر شناسی تمام شاگردان به تمام اساتید،
تمام بندگان به تمام آموزندگان دانش،
که بدانند که هستیم،
که بدانند که قدر می دانیم وجودشان را.
می شناسیم ارزش بودن شان  و حضور در محضرشان
می دانیم که اگر دنیامان را به پایشان بریزیم حق بندگی را ادا نکردیم،
که بدانند که اگر سوختند و تابیدند، روشنیم...
روشنیم و شیفته ی سوختن و تابیدن...
می دانیم؛
در این زمانه که خلوص کم رنگ است،
در این زمانه که استاد دلتنگ است،
اگر ندانیم قدرش را برایمان ننگ است:
یکی چو باران چو ابر بارنده
یکی چو شمع، محبت و مهر را فروزنده
مربی مهربانی، چو ماه رخشنده،
به زندگانی طالبان علم تابنده
 به گزارش دانشجونیوز

ادامه ریاست علیرضا رهایی، صدرالدین شریعتی و علیرضا عاشوری

دانشجونیوز: کامران دانشجو وزیر علوم سه رئیس انتصابی دانشگاه های امیرکبیر، علامه طباطبایی و فردوسی مشهد را در سمت‌های خود ابقا كرد.
خبرگزاری فارس با گزارش این خبر، از قدردانی وزیر علوم از خدمات این سه تن خبر داده است.
همچنین وزیرعلوم طی حكمی احمدرضا ربانی را به سمت سرپرست دانشگاه تفرش منصوب و از خدمات ارزنده سید سلیمان نور آذر خشكناب رئیس سابق دانشگاه تفرش قدردانی كرده است.علیرضا رهایی، صدرالدین شریعتی و علیرضا عاشوری، طی سال های گذشته نقش هدایت کننده سرکوب و اخراج فعالین دانشجویی را در دانشگاه های امیرکبیر، علامه طباطبایی و فردوسی مشهد بر عهده داشتند.علیرضا رهایی در قائله جعل نشریات توسط نیروهای امنیتی، شرایط بازداشت دانشجویان را به طور کامل برای ماموران وزارت اطلاعات فراهم می کرد. وی یکی از منفورترین چهره های دانشگاه های کشور است که چندی پیش در پی اعتراضات دانشجویان مجبور به فرار از پنجره شده بود.

Monday، September 20

بيانيه دانشجويان دانشگاه تهران براي حمايت ازدانشجويان تعليقي نوشيرواني بابل

روزي كه تو بيايي، براي هميشه بيايي
و مهرباني با زيبايي يكسان شود
روزي كه ما براي كبوترهايمان دانه بريزيم ...
و من آن روز را انتظار مي كشم
حتي اگر روزي كه ديگر نباشم (شاملو)
مــن در تــــو زنـــــده ام و تــــو در مــــن ....
با شروع سال تحصيلي جديد دانشگاه و دانشجو بار ديگر مورد حمله و هجوم خفاشان شب قرار گرفت ، آنان كه از نورانديشان در هراسند.
سال جديد با تهديدهاي وزير به اصطلاح ”علوم”!! مبني بر ” با خاك يكسان كردن ” دانشگاه هايي كه در برابر يورش مغول وار بسيجيان و حراست و اعمال فشارهاي آنان سر تسليم فرود نياورند ، شروع شد.
از آنجايي كه ايستادگان در برابر ظلم و نابرابري اولين اهداف حكومت هستند ، اينبار نيز سركوب فزاينده را با فشار بر دانشجويان مقاومِ دانشگاه هاي مازندران آغاز كردند. آنها كه پيش از اين بارها ايستادگيشان در مسير آزادي را اثبات كرده اند.
حال بايد گفت به كدامين گناه ، دانشجويان آزاده اين ميهن را به اسارت ميكشند و يا آنان را از حق تحصيل محروم ميكنند؟
احکام ناعادلانه زندان و شلاق براي 10 تن از دانشجويان آزاديخواه از جمله : ميلاد حسيني کشتان، سياوش صفوي، علي نظري، رحمان يعقوبي، علي عباسي، علي دنياري، شوانه مريخي، و مازيار يزداني و... كه مورد تاييد دادگاه تجديد نظر استان مازندران قرار گرفته است. آنها در مجموع به 62 ماه زندان تعزيري و 195 ضربه شلاق محکوم شده اند.
همچنين شاهد صدور احكام اخراج براي ياران آزاده مان عماد بهاور، سارا خادمي، اشکان ذهابيان، سياوش سليمي نژاد و ايمان صديقي هستيم .(حداقل 8 دانشجوي ديگر نيز از تحصيل محروم شده اند)
آري اين اقدامات سركوبگرانه از جانب دولت كودتا كه تحت فشارهاي داخلي و تحريم هاي بين المللي به دليل تزلزل و ضعف شديد و به دليل ترسي واقعي از قيام ملت ايران، بخصوص قشر روشنفكر و دانشجو، دور از انتظار نيست .
ترس از بازگشايي دانشگاهها، با شروع سال تحصيلي در تک تک حجره هاي وجودشان رخنه کرده است.اما چه خام خيالي بيهوده اي كه دانشجو ، سنگر آزادي را به سپاهيان شب تسليم كند! اين اولين بار نيست كه حرمت دانشجو و دانشگاه هاي مازندران را ميشكنند و آخرين بار نيز نخواهد بود. هنوز احكام انضباطي , پلمپ كردن انجمن ها ,تحصن و اعتصاب غذاي دانشجويان در فروردين 88 را فراموش نکرده ايم .هنوز احكام محروميت از تحصيل در ارديبهشت 88 را فراموش نكرده ايم.هنوز حمله ماموران انتظامي به دانشگاه , محاصره خوابگاه نوشيرواني , ضرب و شتم ياران دبستانيمان , لغو امتحانات و بازداشت مهندس سید ضیاء الدین نبوی دانش آموخته ی محروم از تحصیل دانشگاه نوشیروانی و... را فراموش نكرده ايم. هنوز ربودن دانشجويان و بازداشت گسترده فعالين را فراموش نكرده ايم. اما پاسخ دانشجويان غيور مازندران چه بود؟ آنها با فرياد ” خس و خاشاك تويي , دشمن اين خاك تويي ” بنر احمدي نژاد را پايين كشيدند و راهپيمايي و تظاهرات خشم خود را از نظام غاصب به نمايش گذاشتند.
محسن ها و ايمانها و ضياءها و نيما ها با اعتصاب غذا حتي در زندان و زير سخت ترين فشارها ثابت كردند كه حتي اگر پاهايمان را با غل و زنجير ببندند و ما را در زنداني سرد و تاريك بيافكنند،اما نميتوانند انديشه مان را به اسارت بگيرند. ما در اين مسير همه چيزمان را فديه راه آزادي مردمان خواهيم كرد و باكي به دل راه نميدهيم.
يارانِ دانشگاهي ، همسنگران !
ما جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران ضمن اعلام انزجار از صدور اين احكام ناعادلانه و بي پايه حمايت بي دريغ خود را از شما اعلام ميكنيم. پيكر همه دانشگاه هاي ايران زخم خورده ي گلوله و باتوم و هتك حرمت نظام ولايت بوده وهست, ولي نميدانند كه صبر ما هم حدي دارد و نه تنها ما ، بلكه ”سوپاپ اطمينان” كه همانا قهر و خشم ملت ايران است، در حال انفجار است و ما اعلام ميداريم كه امسال ، سال پاياني ظلم و ستم حاكم بر ملت ايران خواهد بود و ما دانشجويان به عنوان پيشگامان اين مسير ، تلاش را براي رهايي ميهن در سال تحصيلي جديد صد چندان خواهيم كرد.
زنگهاي دانشگاهها براي كسب آگاهي و آزادي بصدا در آمده و در خواهد آمد. برهيچ كس پوشيده نيست كه نظام ولايت در محاصره ي اختلافات دروني , فشارهاي تحريم و اخطارهاي جامعه بين المللي براي دست برداشتن از سلاح اتمي و نقض حقوق بشر و جو اعتراضي جامعه ، چاره اي جز فشار بيشتر بر روي دانشجويان آگاه و آزاد ندارد. بر ماست كه چون فولاد دركشاكش سختي ها آبديده تر شويم و عهد ديگر با ياران اسيرمان ببنديم و صداي فرياد آنان را از پشت ديوارهاي اوين و گوهردشت به گوش همه برسانيم. آري ، ما صداي آنانيم.
از خاك سكوت آتش فریاد بسازیم
من با تو و ما میهنی آباد بسازیم
این موج به پا خاسته دریا شود آخر
دریا شده و میهنی آباد بسازیم
جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران
27شهريور 89 

آژانس ايران خبر

بيانيه جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي اصفهان, به مناسبت آغاز سال تحصيلي

وه چه نيروي شگفت انگيزي است
دستهايي كه به هم پيوستهست...
به نام خدا
به نام انسان
و به نام آزادي
اول مهر يادآور دوستي و برادري و به هم پيوستن رودها و رودخانه ها براي دريا شدن است ، تا درس اول را كه همانا درس آزادي است، يكبار ديگر در سال تحصيلي جديد با هم زمزمه كنيم.
با درود به تمامي ياران دبستاني حاضر و غائب در سنگر دانشگاه ,اين دژ ايستادگي و مقاومت كه همواره در حاكميت 2ديكتاتوري، پيشگام مبارزات آزاديخواهانه ملتي اسير و دربند بوده است. بخصوص كه از پارسال تا كنون ، دانشگاهها پس از كودتاي انتخاباتي, شريان و قلب تپنده جنبش محسوب ميشوند و چشم اميد همه ملت ايران و زندانيان سياسي محسوب ميشوند.
ياراني كه با پايداري و مقاومت در برابر ديكتاتوري، بذر شرف و آزادگي ايران و ايراني را نه تنها در درون دانشگاه ، بلكه در پيشاپيش ملت ايران دركوچه ها و خيابانها پراكندند . آنان كه با فرياد ”مرگ بر ديكتاتور و زنده باد آزادي” در سراسر ميهن پيوند ناگسستني خود را با ملت خود مهر نمودند . آنان كه در سياهچالهاي اوين و كهريزك و گوهردشت ، ”فريادشان تموج شط حيات بود” و از پشت ديوارهاي زندان به ما انرژي بخشيده و متقابلا لرزه بر اندام نظام ولايت افكنده است.
آري ,اين روز ها در حالي به پيشواز اول مهر و سال تحصيلي جديد ميرويم كه بسياري از صندلي هاي همكلاسي هايمان خالي است . كيانوش و اشكان و عليرضا كه در راه آزادي ميهن همچون ”آرش كمانگير” جان خويش فديه راه آزادي نمودند. آنان كه خفت و ننگ تسليم را پذيرا نشدند و چون حاضر نبودند در مقابل دژخيم روي زانو انشان زندگي كنند، ايستاده به ديار باقي شتافتند...
آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند
رفتند وشهر خفته ندانست كيستند....
و يا همچون همرزمانمان مجيد توكلي و مهديه گلرو و .... ستاره پلي تكنيك و خورشيد دانشگاه علامه , كه همچنان بر عهد خود استوار و پابر جا ايستاد ه اند و ما را نيز در اين سوي ديوارها به ايستادگي فرا ميخوانند. بله پيام يكي بيشتر نيست و آن اينكه دانشگاه زنده است و جوشش قيام عليرغم سركوبي دانشجويان و بگير و ببند بي امان قداره بدستان ولايت ، همچنان باقي است.
دانشجويان، دانشگاهيان ، جوانان جنبش
در آستانه شروع سال تحصيلي ، همبستگي و اتحاد را بيش از پيش توشه راه كنيم و زنگ اول كلاس را با نيت نابودي ديكتاتوري حاكم به صدا در آوريم.
بار ديگر شعار مرگ بر ديكتاتور را بر تابلو و يا تخته سياه هر كلاس بنويسيم و به اين ايمان داشته باشيم كه هر شعار ما و هر فريادي برروي ديوارها ، تير خلاصي ست بر پيكر پوسيده ي نظام مستبد حاكم . امسال اين پيام را به جهانيان و ملت اسيرمان خواهيم رساند كه اينجا كشور آزادگان است و جاي جلادان و دروغگويان و غاصبان حاكميت مردم ايران نيست .
ايرانِ پر صلابت
هرگز تهي ز صاعقه و بانگ شير نيست
وين مرز پرگهر
ديگر سراي راحت جلاد پير نيست ....
وعده ما اول مهر , در سنگر آزادي
جمعي از دانشجويان آزاده در دانشگاه هاي اصفهان
مهر ماه 89 

آژانس ايران خبر

بيـــانيــه دانشجويـــان دانشگاههاي شيـــراز: دانشگاه عرصه خيزش و خروش ضد حكومتي

با درودهاي بيكران به ياران شهيد كه در سال قبل از جان گذشتند و بهاي آزادي را پرداختند و بدين سان سر بر آستان آزادي نهادند. در آستانه ماه مهر با آنان پيمان مي بنديم كه تا نشاندن فرشته آزادي بر سرير حاكميت دمي از پاي نمي نشينيم.
ما معتقديم كه : يك كشته بنام ،به ز صد زنده به ننگ!!!
و درود ميفرستيم بر پايداري دانشجويان سياسي در بند ، مردان و زناني كه به صداي زنجير و زندان و شكنجه گران خو نكردند و سر تسليم فرود نياوردند و حماسه اي نوين خلق نمودند و با اعتصاب غذايشان به دژخيم نشان دادند كه حتي در اسارت هم تن به ظلم نخواهند داد و با تنها مايملك خويش يعني جانشان به مبارزه برخواستند .
آري گل اگر چه پاي در خاك ولي سوداي پرواز دارد ....
در مهرماه امسال ، در دانشگاهها و مدارس، ارزش و اهميت اين سنگرهاي آزادي و نقش مدافعان اين حريم مقدس ، بيش از پيش مشهود است، چرا كه ما دانشجويان را پرچمداران آزادي ميدانيم.
در سال تحصيلي جديد به مانند سال قبل، دانشگاههاي كشورمان به عرصه خروش و خيزش عليه ديكتاتوري تبديل شده اقدامات سركوبگرانه حاكميت از قبيل تبعيض جنسيتي ، كشيدن ديوار حائل و حجاب اجباري و تعليق و ستاره دار كردن و اخراج دانشجويان را نه تنها به هيچ انگاشتند ، بلكه بر عزم و اراده آنان براي ادامه راه افزوده شد.
امروز تمامي دانشگاه هاي ما از تهران و تبريز و مشهد و اهواز گرفته تا بابل و رشت ، زاهدان و اصفهان و... عرصه خيزش و خروش ضد حكومتي دانشجويان آگاه و آزاده است كه طنين فرياد هاي ” دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد و مي جنگيم ميميريم ايران رو پس مي گيريم ... لرزه بر اندام پوسيده حاكميت انداخته .
ما دانشجويان دانشگاه هاي شيراز ضمن اعلام همبستگي با ياران و همرزمانمان در ساير دانشگاه هاي ميهن، با اعلام فراخوان همزمان با آغاز ماه مهر كلاسهايمان را به عرصه پيكار بر عليه دشمنان آزادي تبديل خواهيم كرد.
ياران ، دانشجويان آزاده !
در آستانه ماه مهر هم پيمان با ياران در بندمان به پا مي خيزيم و دانشگاه ها و ساير مراكز عالي را به صحنه رويارويي و پيكار با اين ديكتاتوري پليد تبديل ميكنيم و شعار مرگ بر ديكتاتور و زنده باد آزادي را بر هر ديوار و تخته سياه به ثبت ميرسانيم.
بيگمان صبح آزادي ايران زمين اين چنين فرا مي رسد
در اين پيكار پاياني كسي از جان نمي ترسد
بيا اي موج طوفان زا بط از طوفان نمي ترسد
جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي شيراز
شهريور 1389 

آژانس ايران خبر

افزايش تمهيدات امنيتي و تشديد كنترل دانشجويان در لاهيجان

همزمان با شروع ماه مهر و آغازسال تحصيلي , ترس نظام از افزايش اعتراضات دانشجويي , با افزايش تمهيدات امنيتي و كنترلي دانشجويان در شهرهاي مختلف كشور قابل مشاهده است, در لاهيجان,حراست دانشگاه براي كنترل دانشجويان دركليه قسمت هاي دانشگاه آزاد لاهيجان ,كلاس ها و محوطه , دوربين و ميكروفن كار گذاشته است.
به گزارش آژانس ايران خبــــــــر

رئیس دانشگاه تفرش تغییر کرد

خبرگزاری هرانا - یک عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر طی حکمی از سوی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به عنوان سرپرست دانشگاه تفرش منصوب شد.
به گزارش مهر، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری طی حکمی احمدرضا ربانی را به سمت سرپرست دانشگاه تفرش منصوب کرد. احمدرضا ربانی عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده مهندسی نفت دانشگاه صنعتی امیرکبیر است و پیش از این معاونت آموزشی این دانشکده را بر عهده داشت.
پیش از این سید سلیمان نور آذر خشکناب ریاست دانشگاه تفرش را عهده دار بود.

اخراج دانشجويان دانشكده فيزيك دانشگاه اصفهان بدون اطلاع خودشان

دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه اصفهان با نام های ”محسن ع ”و” علی ن” با حکم کمیته انضباطی اخراج گردیدند,این دو دانشجو در ترم قبل فعالیت سیاسی داشتند ولی نکته جالب آن است که بدون اطلاع خودشان حکم اخراج آنها صادر گردیده است.
به گفته یکی از مسئولان دانشگاه این دو نفر در هنگام انتخاب واحد هم مشکل نداشتند ولی صبح روز گذشته تلفنی از آنها خواسته شد تا با مراجعه به حراست دانشگاه نامه های اخراج خود را دریافت کنند. 

آژانس ايران خبــــــــــــر

اسامي دانشجويان احضار شده بابل

درهفته سوم شهريور شاهد صدور احكام متعدد از جمله اخراج و تعليق و توبيخ دانشجويان بابل بوديم. يكي ازدانشجويان به خبرنگار آژانس ايران خبــــــــــــرگفت :” اسامي نفراتي كه توبيخ گرفته اند علني نشده , ولي اسامي زير دانشجوياني هستند كه به دفتر امور دانشجويي دانشگاه احضار شده اند:
محمد صادق حاج بابايي
مصطفي حسين زاده
امير رمضاني
موسي جلالي خواه
سهند غلامي
معين مقدسي
ياسمن مهدوي
نيلوفر كلانتري
مهدي هاشمي جزه
حسام حيدري
زاوش محمدي
محمد سيفي